دنبال آن بانکی می گردم

دنبال آن بانکی می گردم
که عمر دوباره ای را به من وام دهد
تا با تو سپری کنم
بعد هم اعلان ورشکستگی کنم.


غادة السمان
ترجمه: محمد حمادی
دیدگاه ها (۳)

من سرد شدمآنقدر که پرندگاناز کلماتم کوچ کردندو سطرهایم چون ر...

...

این پروف بهترین داداشم هست...برای پایان این تراژدیشبی بارانی...

بی انصاف ! این همه شعر از آمدنت نوشته ام ! لا اقل ... :)یکی ...

در وداع هر دیدارپیِ واژه‌ای می‌گردمبه جای: «خداحافظ!»تا با آ...

✧ جان꯭꯭꯭꯭م بہ ‍استخوانم رسیده ‍است و هنوزم هم دو‍ست دارم .هن...

*ترجمه*🕊*یا رحمان ،وقتی سینه‌ام تنگ می‌شود تو طوفان درون ذهن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط