من از مستی هراسم نیست

من از مستی هراسم نیست ،
از آن مستان بی مقدار می ترسم !
ز عشق هرگز نترسیدم ؛گریزانم از آن عاشق
که یک دل دارد و یکصد هزار دلبر!!
و نام عشق را بر خاک میمالد
و هر دم در خیال خویش
تمنای نگار تازه ای دارد !!
ز تنهائی مرا پروا نبود هرگز ؛
از آن تن ها که بر تن میزنند چنگی ز نامردی گریزانم
در این آشفته بازار رفاقت ها
به دنبال رفیقی ناب میگردم،
زهی باطل خیالم راکه
اینک در پی یک خواب میگردم !!!
دیدگاه ها (۴)

عــشقت را پنــهان میکنی که مــردانگیت خــدشه دار نــشوداخــم...

لعنتــــــــ بــه دنیـــــــایی کــه بــــــــرای عــــــــز...

گفتا که می بوسم تو را،گفتم تمنا میکنمگفتا اگر بیند کسی،گفتم ...

دلم اگر چه برایت عجیب دلتنگ استهمیشه و همه جا، آسمان همین رن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط