قول بده که خواهی آمد

قول بده که خواهی آمد
اما هرگز نیا!
اگر بیایی همه چیز خراب می‌شود
دیگر نمی‌توانم این گونه با اشتیاق
به دریا و جاده خیره شوم
من خو کرده ام به این انتظار
به این پرسه زدن ها در اسکله و ایستگاه
اگر بیایی، من چشم به راه چه کسی بمانم؟
دیدگاه ها (۱)

ما باید حقیقت را می‌گفتیم. و حقیقت این بود: "نه، اصلاً حالم ...

خیال می‌کرد عاشق شده است، و حال آنکه چنین نبود ... زنان اغلب...

ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﻋﺸﻖ ﺯﻻ‌ﻟﻢ ﺭﺍ ﺑﺴﻨﺠﯽ ﺑﺎ ﻗﺴﻢﺍﯼ ﺗﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮ ﻟﺒﻢ ﺳﻮﮔﻨﺪ، ﻗﺮﺁ...

My professor Part:10تو اسکله،یه رستوران بزرگ بود که تعدادی م...

پدر پریسا گفت  سیاوش جان چند لحظه صبر کن با شما کار دارم . ق...

𝔀𝓲𝓷𝓽𝓮𝓻 𝓱𝓮𝓪𝓻𝓽𝔀𝓪𝓻𝓶𝓲𝓷𝓰"زمستان دل انگیز" part: ¹⁵"جیمین با دهنی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط