نمی گویم به این دیوانه بازیهام عادت کن

نمی گویم به این دیوانه بازیهام عادت کن

فقط مثل گذشته با دل تنگم رفاقت کن

 

گرفته جنگل تنهایی ام را درد در آغوش

بیا آتش بزن، قلبِ مرا از درد راحت کن

 

تویی که مثل برمودا دلم را جذب خود کردی

به عشق دخترانِ چشم رنگی هم حسادت کن

 

بیا و مرد باش و کمتر از آنی که می بینم

مرا با گرگهای هرزه گرد بیشه قسمت کن

 

دلم یخ بسته، اسکیموی شرقی، با دمِ گرمت

کمی از این دلِ یخ بسته ی قطبی حمایت کن

 

نیوتن گفت آری، هر عمل، عکس العمل دارد

تو هم "قانونِ دوّم شخص عاشق" را رعایت کن

 

# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۲)

در استکان من غزلی تازه دم بریز مشتی زغال بر سر قلیان غم بریز...

تو هم شبیه خودم ، در دلت تَرَک داریوچون شبیه منی ، ارزشِ محک...

تفکیک کردی زوج را از فرد، یعنی که-از گرمیِ دستت شدم دلسرد، ی...

گفتند: نگذر از غرورت، کار خوبی نیستباید خودت فهمیده باشی یار...

گاهی که نیستی، دلم تنگ می شودالوان دلخوشی، یکسره بی رنگ می ش...

الستور،سرشو برد توی موهای لوسیفر و نفسی عمیق کشید،عطر موهای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط