دامن گلچین پر از گل بود از باغ حضورت

دامن گلچین پر از گل بود از باغ حضورت
من چو باد صبح از آنجا با تهی دستی گذشتم
دیدگاه ها (۱)

بیدار شو صبح آمدبرخیز که خورشید توییدر عالم ناامیدی، امید تو...

در جشن طلوع صبح در باغ وجودآن گل ڪه به روے صبح خندید، تویے !...

صبح یعنی آغاز دوباره‌ی زندگی و امید دستهات پر از گل، شادی‌ت...

‌بلبلانیم که گر لب بِگشاییم ای گلهمه آفاق در اوصافِ تو مدهوش...

در باغی می خرامید آن آهوی رمیدهدامن کشان می رفت گل ها را چید...

آفتابا چه خبر ؟گل ِخورشید دمیده‌ستو خیالت جاریستدیدنت ناب‌تر...

🍀آمد خبر از حضرت دلدار🦚که صبح است☀️خورشید برافروخته ای یار🍀ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط