پنج نفر از آقایان از آمریکا برای دیدن حضرت امام آمده بودن

پنج نفر از آقایان از آمریکا برای دیدن حضرت امام آمده بودند😃.به نظر می رسید که برای ارزیابی زندگی شخصی امام آمده باشند🧐.
از من که داخل بیت بودم خواستند مصاحبه با آنها را انجام دهم.
در حین مصاحبه🎤 ساعت تجدید وضوی امام فرا رسید و من باید می‌دیدم که آیا دستشویی تمیز و مرتب است یا خیر.
به آقایان گفتم که چون این وظیفه به عهده من می باشد، باید بروم.🙂
آقایان گفتند: مگر می شود انسانی بتواند حتی مسائلی فیزیکی وجودش را به کنترل خود در آورد؟😳😳😳

گفتم: بله، چون شما امام را نمی شناسید. و برای اثبات حرف به آنها گفتم می توانم پنجره آشپزخانه را باز گذارند و شما تا چند دقیقه دیگر که امام به طرف دستشویی می‌روند، ایشان را از پنجره ببینید.😎

من به کار خود بازگشتم و آنها به حیاط آمدند و در همان دقیقه ای که گفته بودم، امام را دیدند که برای تجدید وضو می‌رفتند.✌️

بعد از انجام کار برای مصاحبه برگشتم. برایم جالب بود که دیدم آنها در اتاق مصاحبه نیستند. 🤔
از برادران سوال کردم: «این آقایان آمریکایی کجا رفتند؟»
برادران گفتند: «آنچه را که می‌خواستند فهمیدند و مشغول جمع کردن وسایلشان برای برگشت هستند.»😊😊😊
#خاطرات_مرضیه_حدیدچی #دبّاغ #بریده_کتاب
✅پاتوق کتاب شهیده زینب کمایی
@maghar9 8 #شعر_و_ادبیات #مذهبی #معرفی_کتاب #کتابخوانی #مرضیه_حدیدچی #کتاب_خوب
#هنر_عکاسی #عکس #هنر
دیدگاه ها (۱)

روزنامه زمان، چاپ ترکیه در ۱۸ دی ۹۳ یعنی اوایل خیزش داعش برا...

مقایسه کنید با جنگ رمضان و درخواست امام مجتبی ازشعام

‌#داستان_کوتاه🖤 پیرمرد مومنی که بخاطر فراموشی امام زمان (عجل...

Afterglow

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁸ویو میکا_____چند ثانیه...

P²سه دختر هنوز جلوی خانه‌ی چه‌یون ایستاده بودند.یورا با ترس ...

🦢 پارت سی‌وپنجم | برای همیشهیک سال بعد...صدای موسیقی از سالن...

خیلی قشنگه با حوصله بخونید داستان حضرت حبیب بن مظاهر چیست؟ و...

🔻سران محترم سه قوه، لطفاً خودتان بخوانید!(بخش دوم)✍️حسین شری...

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش دوم)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط