سناریو وقتی توی حمومی و کاراکتر ها یهو میان تو

سناریو وقتی توی حمومی و کاراکتر ها یهو میان تو
شخصیت ها:سانزو ، ران ، مایکی ‌، ریندو ‌، چیفویو
داستان مشترک:
کاراکتر ها خواب بود و توئم تصمیم گرفتی بدون مزاحمت بری حموم رفتی داخل لباس هاتو دراوردی (من چرا دارم اینو توضیح میدم؟😂) خلاصه آب گرمو باز کردی با خیال راحت داشتی دوش میگرفتی که یهو۰۰۰۰۰۰
سانزو:یهو مثل گاو میاد داخل
ا/ت:گمشو بیروننننننننننننننننن
سانزو:اییی بیبی کر شدم چته؟!
ا/ت:چی زدی؟!!
سانزو:هه هیچی فقط دیشب خیلی خسته بودم😈
ا/ت:خدایا خودت شفا بده💔
و هیچی فقط 10 تا سجده الهی خوشگل کردین
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
ران:
اینم مثل خر میاد تو
ا/ت:راننننننن برو بیروننننن
ران:او بیبی از این خبرا نیست😈
ا/ت:من یکی که دیگه قلط بکنم وقتی تو خونه ای بیا حموم
ران:فعلا که هستم
میاد سمتت و۰۰۰۰
∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆
مایکی:
ایشون اومده بود خودش دوش بگیره که درو باز میکنه و با قیافه ودفاک مانند تو مواجه میشه۰۰۰۰۰۰
مایکی:ام میگم من بعد از تو بیا حموم بهتره
ا/ت:اره اره
مایکی:خدافظ
★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★
ریندو:
درو که باز کرد جوری خونسرد بود که انگار هیچی نشده
ا/ت:اهم نمیخوای یه ریکشنی چیزی نشون بدی؟
ریندو:عه دوست باشه
یهویی پرید روت و دیگه بقیش به ما ربطی نداره
¢¢¢¢¢¢¢¢¢¢¢¢¢¢¢¢¢¢¢¢¢¢¢¢¢¢¢¢¢¢¢¢¢¢¢
چیفویو:
این کیوت لعنتی اومده بود یه چیزی برداره که تورو دید۰۰۰۰۰۰۰۰
چیفویو=🍅
ا/ت:اوخیییییییییی کاوایی خودمی
میاد چیفویو رو بغل میکنه و چیفویو هم یه بوسه مهمونش میکنه:)
من تازه کارم و احساس میکنم زیاد خوب نشده ببخشید اگه خیلی جالب نشد😅❤
دیدگاه ها (۰)

ران و ریندو💜🖤

میکس انیمه ای🌌☃

من فقط منحرف شدم؟😂

اوشی نو کو💞💗

اسم: ا/تفامیل: هایتانیقد: ۱۶۳وزن: ۵۰ علایق: شراب...بستنی....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط