" درد "

" درد "

پارت۲

مامان جیمین:تصمیمتو بگیر پسرم اینجوری نمیشه
جیمین:باشه مامان ببینم چی میشه
بابای جیمین:من از همون اولشم گفتم بدردت نمیخوره
مامان جیمین:هنوزم دیر نشده تو جوونی عاقلانه تصمیم بگیر
جیمین:باشه ول کنید میشنوه
بغضمو قورت دادم و با لبخند فیک رفتم بهشون سلام کردم و نشستم
بابای جیمین:ا/ت خیلی کم حرف شدی...
ا/ت:خب....نمیدونم چی بگم شما یه چیزی بگید
مامان جیمین:حامله نیستی؟
شکه نگاهمو به چشمای جیمین دادم
ا/ت:عمم...نه...
مامان جیمین:نمیشه که دخترم شما تازه تو دوره ی جوونی هستید اگه الان قرار نیست جیمین من پدر بشه پس کی؟
با چشمایی پر درحالی که سرم پایین بود به نشونه نه تکونی دادم
ا/ت:نمیدونم
...
دیدگاه ها (۰)

" درد "پارت۳چند باره اینو ازت میپرسم؟یا با نه جوابمو میدی یا...

" درد "پارت۴جیمین:تو حتی قابلیت چیزی که بقیه زنا دارن رو ندا...

" درد "پارت۱ویوا/تسومین تست منفی رو انداختم تو سطل اشغال نفس...

" راه خیانت "پارت اخر" چند سال بعد "کوک ویواماده شدم رفتم پا...

مامان ا. ت : ا. ت نگفته بودی که دوست پسر داری ولی پسر خوشگلی...

#سناریو_درخواستیوقتی زنشونی ایرانی هستی و آوردینشون ایران جن...

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟦 یه بنده خدایی این پارت رو گزارش کرد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط