پارت دلبر نازم

پارت 19دلبر نازم


یکسال بعد______
#ارسلان توی این یکسال همش کارم شده بود گریه و دیدن عکسش خدا لعنت کنه اونی که اون عکس جعلی رو واسه دیانا فرستاد....دیگه نمیتونم بدون اون زندگی کنم از همجا مسدودم کرده حتی از اینستا ... کل این یکسال چشمم به در بود که شاید برگشت به خودم گفتم اگه تا آخر هفته نیومد میرم کل شهر رو میگردم شاید پیداش کنم و ثابت کنم اون من نبودم

#دیانا منو محمدرضا رل زدیم و آخر هفته قرار عقد کنیم ولی هنوز با فکر کردن به ارسلان شب خوابم میبره حتی دودفعه خواستم برم پیشش که واسم توضیح بده ولی محمد رضا منسرفم کرد ....تو فکر بودم که محمد رضا اومد
محمدرضا:سلام خوبی
دیانا:سلام تو خوبی کجا بودی
محمدرضا: دیشب یه دختره بهم پیام داد گفت میخواد تو اکیپ من باشه منم گفتم اوکی امروز داشتم با هاش آشنا میشدم
دیانا:آهان
(بچه ها محمدرضا با پانیذ و دیاناوفرزاد یه اکیپن که رومینا امروز بهشون اضافه شده بوده
محمدرضا:دیانا اگه بفهمی بهت خیانت کردم چیکار میکنی
دیانا:ازت جدا میشم
محمدرضا:راستش من عاشق یکی دیگه شدم همین دختره که امروز دیدمش
دیانا:چیییییییییی!!!!!!!!!
محمدرضا:من عاشق یکی دیگه شدم
دیانا:خیلی اشغالی
#دیانا
رفتم وسایلم رو جمع کردم و رفتم و محمدرضا مانعم نشد خیلی ناراحت بودم ولی گریم نگرفت نمیدونم چرا ولی انگار یه حسی بهم میگفت برم پیش ارسلان و ی تاکسی گرفتیم و رفتیم دم خونه ارسلان ولی هرچی زنگ زدم جواب نداد از مسدودی درش آوردم و بهش تلفن زدم
__بریم پیش ارسلان ببینیم چه اتفاقی افتاده_
#ارسلان
داشتم یکی از ویدیو های خودمو دیانا رو می‌دیدم که توش بهم گفتم قول میدم هیچ وقت تنهات نزارم ....پس چرا تنهام گذاشتی نامرددددد(باداد)
داشتم گریه میکردم که خوابم برم با صدای گوشیم بیدارشدم صفحه گوشی رو دیدم نوشته بود my love
وایییی دیانا بود داشتم از خوشحالی سکته میکردم گوشی رو جواب دادم
دیدگاه ها (۱۱)

پارت 20دلبر نازمارسلان زنگ زد - سیلام خانمم + سلام خوبی - خو...

پارت 21دلبر نازمصبح شد رفتم دست و صورتم رو شستم و رفتم صبحان...

500تایی شدنت مبارک باشه ابجی جونم بالا تر از اینا ببینمتhttp...

پست جدید ارسلان😂❤❤

رمان بغلی پارت ۲۱۵و۲۱۶.....حال .......ارسلان: چیشد پس_:یکم ت...

★تلخ ترین شیرینی من ★☆پارت چهار ☆ ★که یهو چند نفر جلوم رو گر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط