مادر حلالم ک اشکات رو سنگ ق

مادر حلالـــــم ک اشکاتــــــــــ رو سنگــــــــــ قــــــــــبر منـه

بہ همــــــــــین اشکاتــــــــــ قســــــــــم بریدهـ بودم از همـه
دیدگاه ها (۴۰)

تو زندگیمـ یه شبایی بود کهـ فقط خووودم میدونم چجوری صبح شد.....

جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ بعدازکلی تلاش داداشم بلاخره ج ...

داداش دایی برمیگردین یامنوووباخودتون میبرین زندگیم جهنمه

ای کـاش میـمیـردم وراحـت میـشدم خداااکی قراره منوپیش داداشمـ...

رفته بودم موهامو کوتاه کنم، چون دیگه حوصله ی موی بلند و نداش...

You must love me... P14

#رویای #جوانی #پارت_۱۴من گرفتمش سمت همون ریل و گفتم .( _ سور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط