وصیت نامه ی عشق

وصیت نامه ی عشق

مرا در روزی بارانی دفن کنید تا آتش قلبم خاموش گردد و در

طابوتی بگذارید از چوب تا بدانند عشق من مانند چوب خاکستر شد

دستهایم را بر روی سینه ام قرار بدهید تا بدانند همیشه دوست

داشتم کسی را در آغوش بگیرم چشمهایم را باز بگذارید تا بدانند

همیشه چشم انتظار بودم صورتم را رو به غروب آفتاب بگذارید تا

بدانند عشق من غروب کرده و زندگی ام تمام شد . مرا در آفتاب

بگذارید تا بدانند عشق من شعله ور شد
دیدگاه ها (۳۲)

فراتر از خویش

پارت پنج

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱" در آغوش رویای آبی ات " ...

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

یکم آذر ۱۳۴۷ در روستای شیخ‌حسن از توابع شهر کرج به دنیا آمد،...

وصیت نامه ی عشق مرا در روزی بارانی دفن کنید تا آتش قلبم خام...

وصیت نامه ی عشقمرا در روزی بارانی دفن کنید تا آتش قلبم خاموش...

مرا در روزی بارانی دفن کنید تا آتش قلبم خاموش گردد و در طاب...

مرا در روزی بارانی دفن کنیدتا آتش قلبم خاموش گردد در طابوتی...

مرا در روزی بارانی دفن کنید تا آتش قلبم خاموش گردد و درطابوت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط