پارت ۱۰

پارت ۱۰
ویو خانم پارک:
بعد از ۵ ساعت کانگ هو برگشت خونه و رفت حموم منم داشتم کارای خونه رو می کردم که در خونه رو زدن ی آقایی با مامور اومده بود دنبال کانگ هو طلبکارشه بود نشستن تا کانگ هو از حموم بیاد
نیم ساعت بعد
ویو آقای شین:
از حموم اومدم بیرون رفتم تو اتاق لباس پوشیدم داشتم داشتم موهام رو خشک میکردم که جی هو(اسم طلبکارشه)اومد تو اتاق از تو آینه که دیدمش شکه شدم اون اینجا رو از کجا پیدا کرده حتما می جی خبرش کرده من میدونم با اون
زندش نمیزارم می‌خواستم برم بیرون که دوتا مامور اومدن جلوم جی هو حکم جلبم رو گرفته بود اخه یکسال بود پولش رو بهش پس نداده بودم

اقای شین:زنیکه ی عوضی تو منو لو دادی اره تو اون دختر دیوونه ت با من مشکل دارید عوضیا حالم ازت بهم میخوره(با داد)
جی هو:خانمت چیزی به من نگفته ته یانگ(بابای سام شیک)آدرست رو بهم داد
آقای شین:خفه شو بابا ته یانگ بهترین رفیقمه چی میگی؟
جی هو:اون ی روز اومد محل کارم و آدرست رو بهم داد
آقای شین:داری دروغ میگی عوضی
(ته یانگ میاد خونشون)
ته یانگ:دروغ نمیگه من بهش گفتم
آقای شین:هه تو دیوونه شدی؟منو تو دوستای قدیمیه همیم
ته یانگ:تا قبل از مرگ سام شیک ما دوست بودیم اما دیگه نیستیم
خانم پارک:م...مرگ سام شیک؟
آقای شین:چی داری میگی؟سام شیک مرده؟
ته یانگ:دو روز پیش بهش زنگ زدم ببینم چرا نیومده خونه گفت تو راه داره این سوک و یونگی رو تعقیب میکنه گفت توی عوضی بهش گفتی یونگی رو بکشه تا دیروز صبح که از پزشکی قانونی بهم زنگ زدن گفتن تصادف کرده و از دره افتاده پایین فقط بخاطر توی اشغال
آقای شین:من معذرت میخوام
ته یانگ:خفه شو با معذرت خواهی تو سام شیک من برنمیگرده(با داد)
(ته یانگ از خونشون میره بیرون)
آقای شین:ته یانگ خواهش میکنم برگرد
عوضیا ولم کنید
مامورا:نمیتونیم ما حکم جلب شما رو داریم و باید با ما بیاید
آقای شین:ولم کنید(با داد)
می جی به اون این سوک اشغال بگو بالاخره تو و اون یونگی عوضی رو پیدا میکنم بالاخره آزاد میشم

ویو جیمین:
بعد از کارای دادگاه رفتم سمت خونه این سوک تا به مامانش سر بزنم رفتم بالا صدای داد و بیداد میومد داشتن درباره ی سام شیک حرف میزدن یعنی این باباشه
حالا چرا حکم جلب بابای این سوک رو گرفتن مگه چیشده
نیم ساعتی گذشت و منم رفتم خونه تا با مامان این سوک حرف بزنم

جیمین:سلام
خانم پارک:تو کی هستی؟
جیمین:من دوست صمیمی یونگی ام یونگی بهم گفت بهتون سر ب نم که اگه کاری دارید براتون انجام بدم
خانم پارک:ببخشید نشناختم بفرمایید بشینید
جیمین:ممنون راحتم
ببخشید می پرسم ولی چیشده بود؟
خانم پارک:شوهرم به خیلیا بدهکاره امروز یکی از طلبکاراش که مبلغ زیادی بهش داده بود پیداش شد و حکم جلبش رو گرفته بود
جیمین:خودتون رو ناراحت نکنید
خانم پارک:حالا چی میشه؟
جیمین:من دادستانم در این موارد یا باید بدهیش رو کامل بده یا رضایت طلبکار رو جلب کنه یا اعسار بزنه یعنی به دادگاه ثابت کنه که توانایی پرداخت پول رو نداره و باید قسطی پولش رو پس بده
خانم پارک:حالا من ۲۰۰ میلیون وون از کجا بیارم
جیمین:نگران نباشید شاید بشه اعسار زد
خانم پارک:امیدوارم
جیمین:خانم پارک اگه دیگه با من کاری ندارید من باید برم
خانم پارک:ببخشید پسرم خیلی اذیت شدی بازم بهم سر بزن
جیمین:حتما،خدافظ
خانم پارک:خدافظ عزیزم

ویو جیمین:
رسیدم خونه ی دوش گرفتم لباس پوشیدم بعد از شام ی زنگ ب یونگی زدم

جیمین:سلام یونگی خوبی؟
یونگی:سلام ممنون تو خوبی؟
جیمین:خوبم ی خبری برات دارم
یونگی:چی؟
جیمین:امروز رفتم پیش خانم پارک مثل اینکه طلبکار حکم جلب بابای این سوک رو گرفت و بردنش زندان
یونگی:واقعا؟
جیمین:اره
یونگی:عالی شد حالا میتونم برگردم کره
جیمین:اره خوبه
یونگی:من برم به این سوک بگم بهت زنگ میزنم
جیمین:باشه خدافظ
یونگی:خدافظ

یونگی:این سوک
این سوک:بله؟
یونگی:جیمین میگه بابات رو بخاطر بدهی هاش بردن زندان
این سوک:ب...بابام
یونگی:نگران نباش من ی فکری دارم
این سوک:چه فکری؟
یونگی:بهت میگم فقط همین الان وسایل رو جمع کن برگردیم کره
این سوک:الان شبه بزار فردا
یونگی:نه همین الان
این سوک:باشه ولی بزار اول شام بخوریم
یونگی:اره منم گشنمه
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۱۱۰ روز بعدویو یونگی:ده روزه که منو این سوک برگشتیم کر...

پارت ۹(اسلاید دوم خونه یونگی)ویو این سوک:رفتم بیرون یکم مواد...

پارت ۸ویو یونگی:خیلی تو فکر بودم آخه چرا؟مشکل آقای شین با ما...

پارت ۵ویو این سوک:باورم نمیشه اون یونگی بود چجوری ادرس خونمو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط