𝒌𝒉𝒊𝒚𝒂𝒏𝒂𝒕 𝒅𝒖𝒓𝒐𝒒𝒉𝒊𝒏

𝒌𝒉𝒊𝒚𝒂𝒏𝒂𝒕 𝒅𝒖𝒓𝒐𝒒𝒉𝒊𝒏
𝘍𝘈𝘚𝘓 𝟑⃠
𝔓𝔞𝔯𝔱 𝟗
قدم های کسی و پشت سرم حس کردم ولی توجهی نکردم

"نگران نباش داداشی مطمئنم برمیگرده این چیزا پشت سر همه هست حتی من"

سری تکون دادم و دستشو گرفتم و گفتم

_اوما کجاست؟

اشاره ای به پله ها زد که مامان و دیدم
سمتش رفتم و گفتم

_فرشتهههه ایی

تکخندی کرد و پایین اومد با راننده سمت فروشگاه راه افتادیم و با رسیدن پیاده شدمو و فروشگاه و انالیز کردمو
عالی بود
دختر تو کی وقت کردی انقدر پیشرفت کنی؟
از کمر لینا گرفتم و مامان جلو میرفت
با لینا جلو رفتیم و جلوی در بادیگارد جلومون و گرفتن که گفتم

_جئون جونگکوک بلیطمون به اسم مین یونگی ثبت شده

با وارد کردن توی سیستیم علامت دادن تا اجازه ورود بدن
همونطور که کمر لینا و گرفته بودم سالن و انالیز کردم که با دیدن بچها پوکر شدم... فکر نمیکردم بیان!
سمتشون رفتم و مامان کنارم و لینا هم بخواطر اینکه کمرشو گرفته بودم چسبیده بود بهم
با دیدن سه تا صندلی خالی که دوتاش بین نامجون و تهیونگ بود و یکیش بین شوگا وجین لینا و سمت اون دوتا صندلی بردمو نشوندمش روی صندلی کنار نامجون و خودمم کنار تهیونگ نشستم که تهیونگ گفت

"کوکی نقشه داری؟"
_نقشه ای ندارم فکر نکردم به اینجاش

شوگا معترض گفت

"یاااا جونگکوک جای لینا خانوم کنار من بود"

نگاه برزخی کردمش که ساکت شد

#Mahlin
#BTS #RM #JIN #SUGA #J_HOP #JIMIN #TAEHYUNG #JUNGKOOK #ARMY #BTS #BANGATAN #FEYK
#فیک_بی_تی_اس
#بنگتن_نیوز
#مهسا_نویس
#نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک
#ارمی #بی_تی_اس #بنگتن #فیک
دیدگاه ها (۱۲)

𝓂𝓎 𝒷𝒾ℊ 𝒷ℴ𝓎𝔓𝔞𝔯𝔱³⁴/فصل سومبـا قـلـم مـــآهــــلــیـــن﴿توجه:هی...

فیک : بین راندها

part 36جیمین« نه هیونگ گشنم نیست»یونگی« هیونگ تو برو استراحت...

Part 49کیم‌ویا.تبا احساس خفگی از خواب بیدار شدمتهیونگ محکم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط