نوجوان که هستی دنیا برات رنگی رنگی و براق است ، انگار که

نوجوان که هستی دنیا برات رنگی رنگی و براق است ، انگار که یک تُنگ بلور پُر از پاستیل و اسمارتیز ... هر چیز خوبی می بینی آرزوش میکنی و توو ذهنت براش نقشه ها میچینی ... ماشین خوب ، موتور خوب ، لباس خوب ، شغل خوب ، خانهء خوب ، آدم خوب حتتا ...
توو رویاهات خودت را با آنها مجسم میکنی ، باهاشان زندگی میکنی ، به دست نیافتنشان حتا فکر هم نمیکنی چون هنوز خامی و هنوز مانده تا گداختگی ، تا برشتگی ...
از صمیم قلبم امیدوارم تویی که این سطور را میخوانی جزو آنهایی باشی که به تمام آرزوهات خواهی رسید ، وگرنه تا چشم بر هم بزنی خیلی زود یک روزی میرسد که میبینی توو ترافیک یک اتوبان با یک ماشین میلیارد تومنی شانه به شانه شده ای اما حتتا ذوق و حال و حس سر چرخاندن و نگاه کردنش را هم نداری ... چون پذیرفتی که دیگر دیر شده ... خیلی دیر ...

هر چیزی در یک سن و سالی مزه میدهد داشتن و تجربه کردنش ، وقتش که بگذرد بیات میشود ، از دهن می افتد ...
حکایت آن پیرمرد نود ساله میشود که بلیط بخت آزماییش برنده شد و خبرنگارها دوره اش کردند که پدرجان با این همه پول میخواهی چه کنی ؟ گفت میخواهم همه اش را توالت عمومی بسازم که مردم بیایند این آخر عمری فلان کنند توو شانس من ! ... تازه این هم قسمت خوب و فانتزی و خوشبینانهء ماجراست وگرنه که ، خیلی ها با شرایط بد به دنیا می آیند ، با همان شرایط زندگی میکنند میکنند وبا همان شرایط هم از دنیا میروند ...

رویاهاتو فراموش نکن...
دیدگاه ها (۳۳)

ﻏــــﺮﻭﺭ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﭽـــــﺎﻟﻪ ﺷﻮﺩﺑﻤﯿﺮﺩ ﺍﺻﻼ !ﭘﺎﯼِ ﺩﻝ ﺩﺍﺩﮔﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣ...

سخت ترین روزهای زندگی همان روزهایی ست که انسان خسته می شود.....

قدیم ها اگر عاشق می شدی و دلت هوای دیدن داشت ، تلگرام که نبو...

تقدیم به پدر ژپتوی عزیزمبا عشق و نفرت!چوبی که پینوکیوازآن تر...

beautiful love

پارت ۹ راز ستارۀ درخشان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط