من سرگذشت یاسم و امید
من سرگذشت یاسم و امید
با سر گذشت خویش
می مردم از عطش
آبی نبود تا لب خشکیده تر کنم
می خواستم به نیمه شب آتش
خورشید شعله زن بدر آمد چنان که من
گفتم دو دست را به دو چشمان سپر کنم
با سرگذشت خویش
من سرگذشت یاس و امیدم
"احمد شاملو"
با سر گذشت خویش
می مردم از عطش
آبی نبود تا لب خشکیده تر کنم
می خواستم به نیمه شب آتش
خورشید شعله زن بدر آمد چنان که من
گفتم دو دست را به دو چشمان سپر کنم
با سرگذشت خویش
من سرگذشت یاس و امیدم
"احمد شاملو"
- ۶۴۵
- ۲۷ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط