زنی سمت پلیس رفت و گفت:

زنی سمت پلیس رفت و گفت:
"سرکار، آن مرد که در آن گوشه ایستاده، مرا آزار می دهد."
پلیس گفت:
"ولی خانم من مدتی است که او را زیر نظر دارم، او حتی به شما نگاه هم نکرده است."
زن گفت:
"آیا این آزار دهنده نیست؟!"

کتاب زن اثر اشو
دیدگاه ها (۳)

زنی که در رمان حضور دارد، برای رسیدن به مرد مورد علاقه‌اش له...

بانویی با خدمتکارش نامه می نویسد

پارت ۸ کسی که برگشته

#بی_بال_پریدن نوشته: #قیصر_امین_پور خوانده شده در 25 شهریور ...

debt (part 3)

RESPECT OR DIE : پارت چهاردهم صدای موتور ماشینی از پشت سرش...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت19صدای برخورد سن...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹¹﴿ویو ات﴾وقتی چشم‌هایم را باز کردم، همه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط