گمان مبر که شود منقطع به دادن جان،

گمان مبر که شود منقطع به دادن جان،

تعلق دل از آن روی دلستان که توراست

«سیف فرغانی»
دیدگاه ها (۱۳)

مکتب تعلیم عشاق آتش است، من شب و روز اندرون مکتبم، روی خود ...

دوش چه خورده ای دلا؟راست بگو ؛ نهان مکن...!چون خمشان بی گنه ...

آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد،حالیا فکر سبو کن که پر از باد...

یه جاده پیشِ رومه که انتها نداره، دلِ مسافرِ من همیشه بیقرار...

قولی که توی حرمین دادم رو با جان دل دارم اجرا میکنم ان شاء ا...

بندگی کن تا که سلطانت کنندتن رها کن تا همه جانت کنندسر بنه د...

بندگی کن تا که سلطانت کنندتن رها کن تا همه جانت کنندسر بنه د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط