قصد داشتم دست اتفاق را بگیرم تا نیفتد

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ…
ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﯼ؛
ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﺵ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩﻧﯽ ﺍﺳﺖ …
ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻧﺞ ﺑﺒﺮﯼ؛
ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﺵ ﺭﻧﺞ ﺑﺮﺩﻧﯽ ﺍﺳﺖ …
ﮐﻠﯿﺪ ﻟﺬﺕ ﻭ ﺭﻧﺞ ﺩﺳﺖ ﺗﻮﺳﺖ.
قصد داشتم دست اتفاق را بگیرم تا نیفتد!
اما امروز فهمیدم که اتفاق خواهد افتاد،
این ما هستیم که نباید با او بیفتیم ...!


((روزگارتان پر از اتفاقات قشنگ)).
دیدگاه ها (۳)

ﺭﻭﺡ ﺳﺎﻟﻢﮐﯿﻨﻪ ﻧﻤﯽ ﻭﺭﺯﺩ، ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﺩﺧﺠﺎﻟﺖ ﻧﻤﯽ ﮐﺸﺪ، ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﻭ...

انسان باشیم نیاز نیست انسان بزرگی باشیم... انسان بودن ...

انسان سه راه دارد:راه اول از اندیشه می ‌گذرد، این والاترین ر...

ﺍﮔﺮ ﻣﺮﺩﯼ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﺟﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﺎ ﮐﻔﺶ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﻣﯽ ﭘﻮﺷﺪ ، ﺑﻪ ﻣﺎﺭﺑﻄﯽ ﻧﺪﺍﺭ...

#داستان 💢 مرغ و پلو 💢ﺷﺨﺼﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭘﻠﻮﯼ ﻏﺬﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﺧﺎﻟﯽ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩﮔﻮ...

گهواره سقا

#داستان_شب📘 ﺩﺭﻭﯾﺶ ﯾﮑﺪﺳﺖ ﺩﺭﻭﯾﺸﯽ ﺩﺭ ﮐﻮﻫﺴﺎﺭﯼ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط