کاش کودکی بودم که خدا صدایم رو بهتر میشنید و.امروز منو با

کاش کودکی بودم که خدا صدایم رو بهتر میشنید و.امروز منو با دعای مرگم قبول میکرد چون فهمیدم میمردم برای کسی که نه که برای من تب نمیکرده بلکه برای دیگری میمرده
دیدگاه ها (۱)

(باکوگو دوستت دارم )پارت۳ ادامه پارت قبلگفتم:امکان نداره.شب ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²³همون شب_____________ری...

رمان عشق ممنوع

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐𝟎 با خودش فکر کرد.‌ امکان نداره، جونگکوک‌ ...

هر روز مغزم و خاطراتمون با هم کلنجار میرن که بهت تکست بدم ، ...

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 169♡⁠。⁠)⁩اشكم ب...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط