مارتیننقشم کامل بودکار منم کامل بودهمش تقصیر اون دو

مارتین:نقشم کامل بود....کار منم کامل بود،همش تقصیر اون دوتا موش کوچولو بود اگه اونا نمیومدن همه چی اوکی بود
شوگا:هی مارتین...به زبونت مغرور نباش...من از تک تک جزئیات نقشه با خبرم
فک کردی نمیدونم یکی از احتمالا نقشت وارد شدن مزاحم بود؟مزاحم مثل جیمین و کلودی که فرستادم؟

مارتین:از کجا خبر داری؟
شوگا پوزخندی زد و گفت:مارتین...من شوگام...شوگا!انگار اینو یادت رفته
مارتین:لعنت بهت شوگا
شوگا:کار از کار گذشته مارتین....باید شخص دیگه ای رو هدف میگرفتی نه منو با اینکه جز شکست من شکست شخص دیگه نقشتو کامل نمیکرد...

خو دیگه یکم صبر کنید عصر یا شب بقیه رو مینویسم فعلا کور شدم
دیدگاه ها (۴)

"بازی"🕶part:33🕶شوگا:و در آخر میرسیم به بخش مورد علاقم...شکنج...

رفتن پیش بستنی فروش...بستنی خریدن و شروع کردن خوردنبعد ازینک...

"بازی"🕶part:32🕶لحظه ای به لبخند ملیح شوگا نگاه کردن...کلودی ...

شوگا:همین الان بیا اینجا...تنها با این جمله مکالمه اش رو شرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط