می زنم دل را به دریا امتحانش میکنم

می زنم دل را به دریا امتحانش میکنم
دوستش دارم...همین امشب بیانش می کنم

لکنتم گل میکند اصلا ندارد فایده
هرچه در آیینه با تمرین روانش می کنم

خسته ام از طرز آقا و برادر گفتنش
نام خود را عاقبت وردِ زبانش میکنم

خوب می دانند این گنجشک ها از کودکی
هرکسی را خواستم، بی خانمانش می کنم

گر نگویم ظاهرا از دست خواهد رفت پس
دوستش دارم...همین امشب بیانش می کنم

بی تو چونکه میتوانم شعر بنویسم هنوز
دست خود را قطع و دیگر ناتوانش می کنم
دیدگاه ها (۱)

علاجِ درد مشتاقان ! " طبیب عام نشناسد "مگر لیلی کند درم...

شب با تمام پیچیدگی اشچه ساده آرامش می بخشدچه خوب میشد ما هم ...

به کدام کیش و آیین، به کدام مذهب و دینببری قرار دل را، به سر...

می توانم دوستت داشته باشمبی آنکه بدانیمی توانم ساعتها نگاهت ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

پارت ششمآسا:اه...چان...فقط امیدوارم حق با تو باشهچان انگشت ه...

چندپارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط