بازی عشق

"بازی عشق"

پارت ۱

پشت میز کارم نشستم. پرونده ای که تو دستم بودو گذاشتم رو میز بازش کردم.
نام: جونگ کوک
نام خانوادگی: جئون
سن: ۲۷
شغل: مافیا
وضعیت: بیمار روانی
بیماری: سادیسم
جئون جونگ کوک پس این کسیه که این دفعه میرم سراغش ولی این از بقیه سخت تره. داشتم فک میکردم که در زده شدو لونا اومد تو.
لونا: رئیس بهم گفت که فردا میری ماموریت.
یوری: اما فردا خیلی زوده.
لونا: استرس داری؟
یوری: یکم
لونا: تو از پس خیلیا بر اومدی اینکه چیزی نیست.
یوری: آره من میتونم.
لونا: آفرین. نظرت چیه امشب بریم بیرون. وقتی که بری تا چند روز نمیتونم ببینمت.
یوری: خوبه.
"فلش بک به شب"
کارم تموم شدو با لونا رفتیم بار.
رفتیم نشستیم. سفارش دادیم.
داشتم با لونا حرف میزدم که نگاهم به یه پسر افتاد. وایسا نه اون جونگ کوکه.
یوری: لونا جونگ کوک این جاست.
لونا: همین الان برو پیشش.
یوری: اما عملیات فرداعه.
لونا: اونو ولش کن الان فرصت داری.
یوری: باشه.
پاشدم رفتم سمتش. داشت الکل میخورد که رفتم نشستم رو پاش.
یوری: نظرت راجبه یه شب عالی چیه ددی؟
پوزخند زد. کمرمو گرفت و لباشو گذاشت رو لبام و شروع کرد به خوردن لبام. منم دستامو گذاشتم دوره گردنش. که یهو تو همین وضعیت منو بلند کرد.(کل این مدت همو میبوسن) رفت سمت یه اتاق. درشو باز کرد رفتیم تو درو بست و قفل کرد.
یوریو چسبوند به دیوار و دستاشم بالا سرش قفل کرد. دو باره لباشو کوبوند به لبه یوری محکم مک میزد.پیرهن یوری در آورد رفت سمت گردنش. شروع کرد به مارک گذاشتن.
دیدگاه ها (۰)

🔪🔪Crazy love🔪🔪①از سرکار برگشتم خونه. لباسامو عوض کرد. از اون...

🔪🔪Crazy love🔪🔪②چشمم افتاد به اتاقم. فرصت خوبی بود پس سریع دو...

"بازی عشق" معرفینام: یورینام خانوادگی: پارکسن: ۲۶قد: ۱۶۷شغل...

انقدر بدم میاد از کسایی که یچیو دوست ندارن هیت میدن. الان فی...

عشق فاش شده من

عشق فاش شده من

part30 عشق پنهان《ویو ات》از کنار جونگ کوک رفتم و نشستم روی صن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط