چراغی در دست

چراغی در دست،
چراغی در دلم
زنگار روحم را صیقل می‌زنم؛
آیینه‌ای در برابر آیینه‌ات می‌گذارم
تا از تو
ابدیتی بسازم!

#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۱)

رازی نهفته در پسِ حرفی نگفته استمگذار دردِدل کنم و دردِسر شو...

زخمی بر پهلویم هست روزگار نمک می‌پاشد و من پیچ و تاب می‌خورم...

شنیدم مر مرا لطفت دعا گفتبرای بنده خود لطف‌ها گفتچه گویم من ...

پر همایی برگشا در وفا!بر سر عشاق به پرواز نو...#...

‌ ياد تو كه مي افتم دست دلم را می گيرم می رويم پای قرارهای ن...

یک لحظه درنگ کن حوصله کن کامل ببین بعدا عبور کن.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط