یادش گرامی
یادش گرامی ......
شنیدم آزاده ای میگفت پس از اینکه عراقی ها سید را به شدت ضرب و شتم و شکنجه کردند سید با تن خون آلود و نیمه جانش از زمین برخاست و در حالیکه حوله کوچکی را که همیشه همراهش بود به سربازان عراقی میداد به آنها میگفت بگیرید عرقتان را خشک کنید و اینجا بود که عرق شرم سربازان عراقی با گریه اشان در می آمیخت و آنها را سر افکنده تر میساخت ........
اما بشنوید از روزهای پس از آزادی از اسارت..............
خیلی ها میخواستند به او خدمت کنند اما او همیشه در پی خدمت کردن بود ، وقتی به عنوان نماینده تهران
( نفر اول در انتخابات مجلس چهارم در حوزه انتخابیه تهران) در اوج شهرت قرار داشت او در پی گمنامی بود ، دستش به خیلی جاها میرسید اما در پی پاک ماندن بود و.......
همیشه تکیه کلامش این بود : پـــــاک بــــاش و خـــدمتگذار
شنیدم آزاده ای میگفت پس از اینکه عراقی ها سید را به شدت ضرب و شتم و شکنجه کردند سید با تن خون آلود و نیمه جانش از زمین برخاست و در حالیکه حوله کوچکی را که همیشه همراهش بود به سربازان عراقی میداد به آنها میگفت بگیرید عرقتان را خشک کنید و اینجا بود که عرق شرم سربازان عراقی با گریه اشان در می آمیخت و آنها را سر افکنده تر میساخت ........
اما بشنوید از روزهای پس از آزادی از اسارت..............
خیلی ها میخواستند به او خدمت کنند اما او همیشه در پی خدمت کردن بود ، وقتی به عنوان نماینده تهران
( نفر اول در انتخابات مجلس چهارم در حوزه انتخابیه تهران) در اوج شهرت قرار داشت او در پی گمنامی بود ، دستش به خیلی جاها میرسید اما در پی پاک ماندن بود و.......
همیشه تکیه کلامش این بود : پـــــاک بــــاش و خـــدمتگذار
- ۸۸
- ۱۸ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط