امشب علی میریزد اشک باورش را ،

امشب علی میریزد اشک باورش را ،
در کوفه می گوید اذان آخرش را ،
روی لبش انا الیه راجعون است ،
در آسمان ها دوخته چشم ترش را ،
مرغابیان خانه دامن را نگیرید ،
خالی کنید ای عرشیان دور و برش را ،
با رفتن بابا خدا می داند و بس ،
در بین خانه حال زار دخترش را ،
ای ابن ملجم زودتر از جای برخیز ،
او قصد دارد که ببیند همسرش را ،
او قصد دارد که ببیند بار دیگر ،
رنگ کبود صورت نیلوفرش را ،
با تیغ زهرآلود فرقش را شکستند ،
هم فرق او را هم نماز آخرش را...
دیدگاه ها (۱)

چرا کامنتای خودمو نمیتونم ببینم ؟ راهنمایی پلییز :-(

ولی گویا ما محرومیم :-( یه راهنمایی خواستما

...

هوابس ناجوانمردانه گرم است

امشب علی میریزد اشک باورش رادر کوفه می گوید اذان آخرش را روی...

امشب علی میریزد اشک باورش رادر کوفه می گوید اذان آخرش را روی...

امشب علی میریزد اشک باورش رادر کوفه می گوید اذان آخرش را روی...

امشب علی میریزد اشک باورش رادر کوفه می گوید اذان آخرش را روی...

امشب علی میریزد اشک باورش رادر کوفه می گوید اذان آخرش را روی...

امشب علی میریزد اشک باورش رادر کوفه می گوید اذان آخرش را روی...

امشب علی میریزد اشک باورش رادر کوفه می گوید اذان آخرش را روی...

: امشب علی میریزد اشک امشب علی میریزد اشک باورش را در کو...

امشب علی میریزد اشک باورش رادر کوفه می گوید اذان آخرش را روی...

https://wisgoon.com/pin/7122912/ امشب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط