امروز رفته بودم رستوران و سفارش غذا دادم.نامردا اینقدر طو

امروز رفته بودم رستوران و سفارش غذا دادم.نامردا اینقدر طولش دادن که وقتی غذا رو آوردن، به یارو گفتم تو همونی نیستی که رفته بودی واسه من غذا بیاری؟
طرف گفت:آره چطور مگه.
گفتم:ماشالله چقدر بزرگ شدی؟!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
طرف تا دو چهار راه دنبالم دوید.مردم اعصاب ندارن بخدا!
دیدگاه ها (۱۲)

وقتی تولدت رو فراموش میکنه P²نشست کنار تهیونگ*خوب نگفتید چرا...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆P6جیمین: عااا چیز...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 184♡⁠。⁠)⁩تا خود...

پارت ششم ته. داداش کجا بودی میدونی چقدر دیر کردی الا. ات چی ...

«پارت پنجم ». آرزوی من »صبح از خواب بیدار شدم به خاطر آرا...

وقتی طرفدارش بودی💚پارت ۲کنسرت شروع شد...خیلی هیجان زیادی داش...

پارت آخر «حسود کوچولوی جذابم» 🍓🎀🌒ویو لناماشین رو جلوی خونه پ...

#دوپارتیهان/ا.تP:2حوله سفید رنگ رو دور بدنت پیچیدی و از حموم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط