shede and shine

shede and shine
پارت 4
رسیدم عمارت که رفتم تو اتاقم.....یه لباس انتخاب کردم..کت و شلوار زنونه بود.....میخواستم کرمی و قهوه ای ست کنم....کت شلوارم کرمی بود ..‌‌...کفشم و گوشوارم و ژاکتم قهوه ای.....موهامو گوجه بستم.....رفتم آرایش کنم....... کانسیلر ، سایه ، رژگونه ، خط چشم و ریمل ، لیپ گلاس ، رژلب و تمام

میخواستم با ماشینم ست باشم..... موستانگ سفیدمو برداشتم......

رسیدم اونجا..ماشین جونگین و مامان و بابا اونجا بود...همه اومدن.......خیلی جمع شلوغی بود.....وقتی رسیدم اونجا همه متعجب نگاهم میکردن‌......آخه آنقدر خوشگلم
...بعد 100 تا سلام رفتم پیش سونگمین و جونگین و لونا

لونا.اووو سلام خانم خوشگلههه یه وقت
نمیگی میدوزدنت

+خودتو چی میگی ...... هر لحظه امکان داره یکی بیاد جلوت خواستگاری کنه...........اووو سلام سونگمین

_سلام یوری.....حالت بهتره(چشمک)
+آره.....سونگمین واقعا خوشتیپ شده بود .....از اون ور جونگین رو اعصابم بود

لونا.خب بچ........

هانا.اوپااااا

سونگمین.او هانا......خب بچه ها معرفی نکردم.......هانا دوست دخترم

+وقتی این حرفو زد قلبم 1000 تیکه
شد...ولی عیب نداره...نمی‌خوام به خاطر من از عشقش دست بکشه

هانا.اوپااا معرفی نکردیی
سونگمین.خب ایشون لونا و یوری و جونگین دوست های صمیمی من

هانا.اممم...خوشبختم لونا جون...و تو گفته باشم از اوپای من فاصله بگیرااا

+عزیزم ما دوستیم....و چشم اگه مایل باشی میتونیم با هم دوست باشیم

هانا.نه عمرا با تو یکی دوست بشم
+باشه هرجور مایلی...اینو گفتم و رفتم تا یکم هوا بخورم........بعد چند مین از پله ها اومدم پایین که هانا رو دیدم.........منو حل داد از پله ها افتادم
سرم گیج می‌رفت و سیاهی........

جونگین ویو
داشتیم با بچه ها حرف می‌زدیم که یوری پرت شد پایین دیدم هانا اون بالاست همه فقط نگاش میکردم

_یوری....تو چیکارش کردی ها
مایا.دخترم دخترم پاشو
هیون.یوری یوری یوریییی
_براید استایل بغلش کردم گذاشتمش
تو ماشین با سرعت زیاد رسیدم بیمارستان.........یکی بیاد اینجا یه بیمار داریم........دکتر اومد رو برانکارد گذاشتش ........چند مین بعد مامان بابای خودم خانواده لونا و یوری اومدن

لونا.بوری خوب میشه......مگه نه (بغض)
جونگین.اون قویه
_چی میگی مرتیکه هااااا.......شما بهش تحمت دروغ زدید.....کار جک بود(بابای جانی)یقه شو گرفتم شروع کردیم زدن هم ....... لونا اومد جدامون کرد....
لونا.بس کنید..... دوستم داره اونجا میمیره شما دارید دعوا میکنید

یهو هانا اومد
هانا.اوپااا(با خنده و حالت لوس)
_............
دیدگاه ها (۰)

shede and shineپارت 5_چرا داری میخندی هاااا......همین الان م...

shede and shineپارت 3با صدای داد یه نفر بیدار شدم ......رفتم...

shede and shineپارت 2+بیاید ببینیم چی شده........با عجله رفت...

shede and shineپارت 1(یادم رفت بگم یوری و لونا و جونگین سون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط