بعد از مدت طولانی فهمیدن اینکه هیچ فرقی با بقیه واسش ندار

بعد از مدت طولانی فهمیدن اینکه هیچ فرقی با بقیه واسش نداری مثل یه سیلی میمونه که ساعت ٤ صبح تو اوج خواب بهت میزنن...
دیدگاه ها (۱)

فرشته من ؟؟؟ :)

همیشه بی هوا زنگ میزد میگفت بدو سری بیا منتظرتم و منم مجبور ...

مـا کِــہ نَـدیـدیمـ ولـے میـگَـن خیـلے قَشـنـگِـه یـکے اَز ...

مثه کشیدنِ ناخون رو تخته سیاهمثه فرو کردنِ ناخونایِ شکستَم ت...

پارت ۳ وقتی بهت سیلی میزنه اون جونگوک بود خیلی شکسته بود چشم...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

ازدواج به اجبار)))پارت ۲...-ادامه نده ا.ت(بهت سیلی زد)(رفتی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط