پارت هفت

پارت هفت🎼
جیهوپ: عشقم منم کمک میکنم غذا رو درست کنیم
ات: باشه عشقم

لی هی: بابا امروز کیفت کوکه چیشده

هان سو: بعد از اتفاق صبح بایدم کیفشون کوک باشه

ات: پسرم چیزی گفتی

هان سو: نه من چیزی نگفتم شما زود غذا درست کنین دورمون نشه

(بعد از صبحونه)

جیهوپ: خوب بچه ها صبحونتون هم خردید پاشین تا بریم مدرسه

ات: بچه ها امروز حواصتون به خودتون باشه و اصلا پیش یه ادم غربیه و کسی که نمیشناسین هم نرین

لی هی: مامان چیشده چرا از دیشب تو وبابا گیر دادین مواظب باشیم

جیهوپ: چیزی نیست دخترم الانم پاشو برو کیفت رو بردار و درسات رو خوب بخون امروز برات یه سوپرایز دارم برات

لی هی: اخ جون باشه بابا

جیهوپ: خوب رسیدین مدرسه دیگه چند بارم گفتم مواظب باشین

هان سو و لی هی: خدافظ بابا
جیهوپ: عه اینجور که نمیشه بوسم چه میشه

هان سو: بابا من داخل این سنم باید ببوسمت

جیهوپ: ارع تو به هرحال پسر ریزه خودمی
لی هی: دیگه ما بریم بابا مدرسمون دور میشه

جیهوپ: بچه ها رفتن و منم رفتم خونه هرچی زنگ درو زدم کسی درو باز نکرد با کلید درو باز کردم کل خونه به هم ریخته بود و ات هم نبود یه نامه رو در بود و نوشته بود
«اگه میخوای خانوادت زنده بمونن بیا به این ادرس»...
دیدگاه ها (۱۶)

بچه ها امشب تولد دعوت هستم فردا فیک میزارم💙🥲

پارت هشت 🎼جیهوپ: هیچ وقت اینقدر نترسیده بودم اول رفتم مدرسه ...

پارت شش🎼(ویو داخل خواب جیهوپ) ات: نه نه این کارو با لی هی نک...

پارت پنجم🎼(ویو جو دانته و پسرش) (علامت جو دانته+ پسرش-) +بای...

-وقتی گشنته عصبیی میبوسنتت-ات" هینامی " آروم باش الان غذا از...

خیانت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط