خداحافظ ، تو ای همپای شبهای غزل خوانی 

خداحافظ ، تو ای همپای شبهای غزل خوانی 
      شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم 
خداحافظ، و این یعنی در اندوه تو می میرم 
در این تنهایی مطلق، که می بندد به زنجیرم 
و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد 
و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد 
چگونه بگذرم از عشق، از دلبستگی هایم؟ 
چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم؟ 
خداحافظ ، تو ای همپای شبهای غزل خوانی 
خداحافظ، به پایان آمد این دیدار پنهانی 
خداحافظ، بدون تو گمان بردی که می مانم 
خداحافظ، بدون من یقین دارم که می مانی!!!!
دیدگاه ها (۲)

یکت رو بالا بگیر:بزن به سلامتیه آرزوهایی که هیچگاه لمس نکردی...

شایـــــد ســــــــــــــــــــــال ها بعد. . .   در گــــــ...

به گوشت میرسه روزیکه بعد از تو چی شد حالم چجوری گریه میکردم ...

چطور دلت اومد بری بعد هزارتا خاطره تاوان چیو پس میدم اینجا ک...

خداحافظ 1405/6/11بر دلخوشی من SKخدا حافظ روز ها...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادمخداحافظ ، ولی هرگز نخواه...

شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادمخداحافظ ، ولی هرگز نخواه...

شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادمخداحافظ ، ولی هرگز نخواه...

شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادمخداحافظ ، ولی هرگز نخواه...

شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادمخداحافظ ، ولی هرگز نخواه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط