از تصادفی دردناک جان سالم به در برده بود

از تصادفی دردناک جان سالم به در برده بود
خندان بود و با خود میگفت
جونم را مدیون ماشین مدل بالام هستم!!!!
و خداوند همچنان لبخند میزد ...
دیدگاه ها (۱)

نوڪرانہ دوستٺ دارم چراڪه روز و شببارها اےحضرٺ ارباب ، حس ڪرد...

آن جوانها که شب جمعه حرم را دیدند صبح فردا همگی پیرغلام تو ش...

تصویرے قدیمی از بارگاه منور و ملڪوتی ڪریمہ اهل بیت حضرت فاطم...

امام صادق علیه السلام : هر کس شب را با گفتن تسبیحات فاطمه عل...

امید وآرم خوشتون بیآد لطفا توی کامنتا بگید چطور بود

شرلوک*Sherlock part 31 (4)🌀✒️شرلوک یک ثانیه ایستاد. نفس عمیق...

« 𝓶𝓪𝓯𝓲𝔂𝓪𝔂𝓮 𝓪𝓼𝓱𝓰𝓱 »« پارت ششم » کوک با خودش که فکر کرد ، اگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط