وفایشمع

#وفای_شمع

مردم از درد و نمی آیی به بالینم هنوز
مرگ خود می‌بینم و رویت نمی بینم هنوز

بر لب آمد جان و رفتند آشنایان از سرم
شمع را نازم که می گرید به بالینم هنوز

آرزو مرد و جوانی رفت و عشق از دل گریخت
غم نمی گردد جدا از جان مسکینم هنوز

روزگاری پا کشید آن تازه گل از دامنم
گل بدامن میفشاند اشک خونینم هنوز

گر چه سر تا پای من مشت غباری بیش نیست
در هوایش چون نسیم از پای ننشینم هنوز

سیمگون شد موی و غفلت همچنان بر جای ماند
صبحدم خندید و من در خواب نوشینم هنوز

خصم را از ساده لوحی دوست پندارم رهی
طفلم و نگشوده چشم مصلحت بینم هنوز


" رهی معیری "

#شعر#نقاشی#خدا#مرضیه#عکس#طراحی#شاعر#دل#خسته#غمگین#طبیعت#گل#شاعر
"
دیدگاه ها (۰)

✿ پاس دوستی ✿ بهر هر یاری که جان دادم به پاس دوستی دشمنیها ...

✿ ✿ نسیم وصل به #افسردگان چه خواهد کرد؟ بهار تازه به برگ خز...

✿ یار ما هرگز نیازارد دل اغیار را گل سراسر آتشست، اما نسوز...

سفره هفت سین عیدتون مباااارک 🙏👏⚘️🌱🪴🌺☘️🌱#شعر#نقاشی#مرضیه#عکس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط