چای با طعم خدا

چای با طعم خدا

اين سماور جوش است
پس چرا می گفتي
ديگر آن خاموش است؟
باز لبخند بزن
قوری قلبت را زودتر بند بزن
توی آن
مهربانی دم کن
بعد بگذار که آرام آرام
چای تو دم بکشد
شعله اش را کم کن
دستهايت: سينی نقره نور
اشکهايم: استکان های بلور
کاش، استکان های مرا
توی سينی خودت می چيدی
کاشکی اشک مرا می ديدی
خنده هايت قند است
چای هم آماده است « چای با طعم خدا »
بوی آن پيچيده
از دلت تا همه جا
پاشو مهمان عزيز!
توی فنجان دلم
چايي داغ بريز
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

Eight

خورشید امروز هم طلوع کرد تا به ما یادآوری کند...امید، هرگز غ...

امشب، پیش از آن‌که چشمانت را به خواب بسپاری، لحظه‌ای مکث کن ...

P16آچا داشت فلوتش رو میزد و آهنگ جدیدی که معلمشون بهش داده ب...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۹۶: اولین دیدار در سکوتسوآ هنوز همون‌طور ب...

𝖕𝖆𝖗𝖙2یازده و پنج دقیقه.لیسا کنار درِ اتاق پذیرایی ایستاده بو...

.✨🌙امشب خواسته هایت را به خدا بسپارخدایا... دعاهای پنهان قلب...

پارت ۳۳خانه، حالا دیگر برای رزا شبیه به یک موزه‌ی سرد و بی‌ر...

پارت بیستم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط