چندپارتی

چندپارتی
توروز تولد منو فراموش کردی!


تام از خونه رفت بیرون و بعد از تقریبا یه ساعت برگشت خونه.

تو این مدت ا/ت از اتاقش بیرون نیومده بود.

تام یادش اومد که یه کلید یدک داره.

درو باز کرد و ا/ت رو دید که ناراحت و عصبانیه.

رفت کنارش نشست و یه باکس خیلی بزرگ از شکلات های موردعلاقه ا/ت و یه دسته گل بزرگ گل رز ابی رو گذاشت جلوش.

و بهش گفت:عزیزدلم.
درسته که من این مدت وقت حرف زدن باهات رو نداشتم.

و مهم ترین روز زندگیم رو یادم رفت،اما بدون من همون اندازه دوست دارم.

و تا ابد عاشقت میمونم.
ا/ت که دید تام داره عدر خواهی میکنه.

روشو برگردوند بهش و بغلش کرد.
و بهش گفت:منم دوست دارم.

ولی قول بده که دیگه بخاطر کارت با من سرد نشی.

تام خندید و گفت:قول


....

end
دیدگاه ها (۶)

سناریو ران پارت ۲

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

سناریو میتسویا پارت۱

سناریو کوک پارت دوم

سناریو مایکی پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط