چندپارتی
چندپارتی
توروز تولد منو فراموش کردی!
تام از خونه رفت بیرون و بعد از تقریبا یه ساعت برگشت خونه.
تو این مدت ا/ت از اتاقش بیرون نیومده بود.
تام یادش اومد که یه کلید یدک داره.
درو باز کرد و ا/ت رو دید که ناراحت و عصبانیه.
رفت کنارش نشست و یه باکس خیلی بزرگ از شکلات های موردعلاقه ا/ت و یه دسته گل بزرگ گل رز ابی رو گذاشت جلوش.
و بهش گفت:عزیزدلم.
درسته که من این مدت وقت حرف زدن باهات رو نداشتم.
و مهم ترین روز زندگیم رو یادم رفت،اما بدون من همون اندازه دوست دارم.
و تا ابد عاشقت میمونم.
ا/ت که دید تام داره عدر خواهی میکنه.
روشو برگردوند بهش و بغلش کرد.
و بهش گفت:منم دوست دارم.
ولی قول بده که دیگه بخاطر کارت با من سرد نشی.
تام خندید و گفت:قول
....
end
توروز تولد منو فراموش کردی!
تام از خونه رفت بیرون و بعد از تقریبا یه ساعت برگشت خونه.
تو این مدت ا/ت از اتاقش بیرون نیومده بود.
تام یادش اومد که یه کلید یدک داره.
درو باز کرد و ا/ت رو دید که ناراحت و عصبانیه.
رفت کنارش نشست و یه باکس خیلی بزرگ از شکلات های موردعلاقه ا/ت و یه دسته گل بزرگ گل رز ابی رو گذاشت جلوش.
و بهش گفت:عزیزدلم.
درسته که من این مدت وقت حرف زدن باهات رو نداشتم.
و مهم ترین روز زندگیم رو یادم رفت،اما بدون من همون اندازه دوست دارم.
و تا ابد عاشقت میمونم.
ا/ت که دید تام داره عدر خواهی میکنه.
روشو برگردوند بهش و بغلش کرد.
و بهش گفت:منم دوست دارم.
ولی قول بده که دیگه بخاطر کارت با من سرد نشی.
تام خندید و گفت:قول
....
end
- ۱۴۷
- ۰۷ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط