دیــــــر کردی نازنینم کم کم آذر می رسد

دیــــــر کردی نازنینم کم کم آذر می رسد
عمـــــر ابان ماه هم دارد به آخـر می رسد
فرصت از کف می رود، امروز و فردا تا به کی؟
فصل عشق و عاشقی هم عاقبت سر می رسد
برگ های دفتر پاییز ســــــرخ و زرد شد
آخرین برگ سفیدِ کهنه دفتــــــر می رسد
زودتر برگـــــرد تا وقتی به جا مانده هنوز
می رود پاییزِ عاشق، فصل دیگر می رسد
مهر و آبــــان طی شدند و نوبت آذر رسید
نازنینم زودتر، سرمـــــا سراسر می رسد
این هوا با عاشقــــــان چندی مدارا می کند
فصل سرما، زوزه ی باد ستمگر می رسد
یک نفر با یک خبر ای کاش امشب می رسید
مـــــژده می آورد برخیزید، دلـبــر می رسد
دیدگاه ها (۵)

یه تبسم... به تکلم....به دلارایی توبه خموشی...به تماشا...به ...

ﺗﮑﯿﻪ ﮔﺎﻩ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﯼﻓﺮﺍﺗﺮ ﺍﺯ ﯾﮏ ﮐﻮﻩ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﯽﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﯽ ﻫﺮﮐﺠﺎﺣﺘ...

قُمارِ عِشق شیرین اَست و مَن، هَرگِز نمیبازَم ..."تو" از آسِ...

دلم بهر چه مارا تو شکستیزنجیر وفا را تو به یکباره گسستیاز بخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط