پارت

پارت ³⁰

جیمین
بالاخره به توکیو رسیدیم امشب قرار بود به اونجا بریم خودمو کم کم داشتم آماده میکردم خیلی کنجکاو بودم ببینم اون دختره قبول میکنه یا نه
ته:قرارداد آمادست؟
جیمین؛آره هیونگ آمادست
ته:خوبه اونجا همه چیو تو باید بهشون بگی
جیمین:مشکلی نیست
ا/ت
شب شده بود مشغول آماده شدن بودم که یه لباس خیلی کوتاه مشکی چرم با کفشای پاشنه بلند ساق بلند تا بالای زانوم با یه کت چرم بلند پوشیدم و یه آرایش ساده انجام دادم سوار ماشینم شدم و به سمت جایی که قرار داشتیم رفتم
چند مین بعد
یه کوچه ی خیلی تنگ بود یه در اون گوشه ی کوچه بود که یه مغازه قدیمی رو به روش بود کنار در چند نفر وایستاده بودن به سمتشون قدم برداشتم
ب.گ:اسمتون؟
ا/ت:مگه مهمونی گرفتین کسی بی خبر اینجا نمیاد ..لارن
در رو برام باز کردن یه میز بزرگ که بالاش یه لامپ بود اونجا بود دور میز آدمایی که اونقدری پست خودخواه و کثیفی نشسته بودن که حتی نگاه بهشون حالمو بهم میزد اما چرا؟منم جزوی از اونا بودم حتی بدترش چرا بدم میومد؟
با دیدن من همشون از جاشون بلند شدن و تعظیم کوتاهی کردن بی توجه بهشون روی صندلی سر میز نشستم و گفتم:کسی که اینجا مارو کشونده خودش کجاست؟
لینهو:فکر میکردم میدونی کین
ا/ت:لینهو چرا باید بدونم؟
لینهو:عااا ا/تااا انقدر بد اخلاق نباش با من
نگاهی بهش انداختم و سیگارم رو روشن کردم و یه پک ازش گرفتم که صدای باز شدن در توجه همه رو جلب کرد همه به سمت در برگشتن دوتا مرد با کت شلوار وارد شدن کمی گه جلو تر اومدن چهرشونو دیدم...اونا اینجا چیکار میکردن...تعجب کرده بود از جام بلند شدم انگار یه سطل آب ریخته بودن روم اوناهم انگار از دیدنم تعجب کرده بودن...
جیمین
با دیدن ا/ت زبونم بند اومده بود خیلی خوشگل تر از قبل شده بود..اما...اون اینجا چیکار میکنه داشتم با خودم فکر میکردم که صدای ته بغل گوشم افکارمو بهم ریخت
ته:جالب شد...فقط شروعش کن ضایع نباش
خودمو جمع کردم و نگاهمو از ا/ت برداشتم تهیونگ سر میز رو به روی ا/ت نشست منم دستامو توی جیبم کرده بودم و دور همشون میچرخیدم و حرف میزدم
جیمین:همه ی ما میخوایم با هرکاری که انجام میدیم بازم زنده بمونیم نه؟یه امضا ساده امشب واسه ی شما مرگ و زنده بودنتون رو مشخص میکنه
برگه ی قرار داد رو جلوشون گذاشتم با یه خودکار ..شاید بتونیم هان بعدی باشیم
جیسانگ:این حرفا چیه من امضا نمیکنم مگه همینقدر سادس
همه به همراه حرف جیسانگ از جاشون بلند شدن و اعتراض کردن فقط ا/ت بود که نشسته بود و توی سکوت سیگارشو میکشد
با بلند شدنشون همه زیر دستای تهیونگ سمتشون اسلحه گرفتن
ته:هرجور که میلتونه پس مرگو ترجیح میدین اوهوم منطقیه
همشون با ترس و استرس دوباره سر جاشون نشستن
صدای خنده ی ا/ت سکوت رو شکست
ا/ت:واقعا فکر کردی میتونی جای پدرم باشی اونم وقتی که من اینجام کیم تهیونگ؟(با خنده)
ته:عاا لارن چرا تا الان اینکارو نکردی؟بهش میگی پدر؟دختر تنیشی؟(پوزخند)
ا/ت به قدری عصبی شده بود که اگر میتونست همین الان یه گلوله توی سر ته خالی میکرد
جیمین به سمت ا/ت قدم برمیداشت و کنارش که رسید کمی خم شد و سیگارش رو از لای انگشاش در آورد و پک کوچیکی بهش زد جیمین:باید امضاش کنی خانم کوچولو
صدای امضای همه توی اون سالن میپیچید فقط یه امضا مونده بود
ا/ت:همتون برید یه جهنم من امضا نمیکنم
کپی ممنوع
دیدگاه ها (۲)

(پارت بیست و نهم)(جیمین)از اون روز که کسی که خودم کاری کردم ...

پارت بیست و هشتما/تروی تختم خودمو جمع کرده بودم گریه هایی که...

خونآشام من

پارت 1 تهیونگ : ا/ت ( باداد )(ا/ت داخل اتاق داره یوگا کار می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط