سناریو

#سناریو
#درخواستی
#چندپارتی
(پارت اخر)
وقتی توی اتاق خوابمونیم که یهو رومون دراز میکشه و شروع میکنه به بوس کردنمون و وقتی ما میگه چرا اینجوری کردی بغض میکنه و میگه جندوقتیه بهم محل نمیدی

تو حدود ۴ سال بود که توی یه گروه فعالیت داشتی و با ای ان هم توی
جی وای پی اشنا شدی ولی یه ۱ ماهی بودی که خودت رو بد جوری درگیر کار کرده بود خیلی بد جور. یه بار توی یکی از کنسرت هات که ای ان هم جز بیننده ها بود بد جور هم صدمه دید هم حالت بد شد.


فلش بک به روز کنسرت:
ویو ای ان: ا/ت حدود ۱ ماهی میشه که خیلی درگیره کار هاشه و امروز هم کنسرت داره می خوام برم کنسرتش خیلی هیجان زده ام.
ویو ا/ت: امروز کنسرت نمی دونم چرا یه حسه بدی دارم که میگه قرار نیست امروز خوب پیش بره ولش کن هانیل
(اسم اعضای گروه: هانیل، دوهی، سوهی، دونا و ا/ت)
هانیل: ا/ت فکر های بد نکن همه چیز قراره خوب پیش بره.
استف: خانم ها امده اید اجرا داره شروع میشه همه منتظرن، فقط قبل از اینکه برید باید بگم که استیج به تو بخش تقسیم شده یعنی استیج ها از هم از یه جا به بعد جدا شدن یه استیج بلند تر و یه استیج کوتاه پله هم داره فقط مراقب باشید که از پله ها اروم بیاد پایین
همه باهم: باشه
اجرا شروع شد همه تشویقمون میکردن دست میزدن برامون ما هم پشت سر هم اواز می خوندیم و با فن ها و با همدیگه شوخی میکردیم بعد از ده دقیقه بعد از اجرا متوجه شدم که ای ان هم توی کنسرت هست دقیقا هم ردیف جلوی جلوی بود یه دفعه توی صفحه مانیتور نشونش دادن خیلی خوشحال شدم بعد بعد کارمون ادامه دادیم. ۱ ساعت از اجرا گذشته بود ، ولی ما خسته نشده بودیم من روی استیج بالا بودم کنار دوهی داشتم هم زمان با دوهی حرف میزدم که دونا صدام کرد.
دونا: ا/ت بیا اینو ببین
ا/ت: امدم وایسا
خواستم برم استیج پایینی پیش دونا داشتم می دوییدم نزدیک فاصله بین استیج ها بودم یادم نبود که استیج ها از هم جدا شده فکر کردم زمین صافه یه دفعه دیدم دونا داد زد ا/ت مراقب باش همون لحظه فهمیدم چی شد تا خواستم وایسم کار از کار گذشته بود.
یه دفته افتارم از استیج بالایی رو استیج پایینی یه لحظه نفهمیدم چی شد وقتی چشم هامو باز کردم رو زمین افتاده بودم اعضا داشتن می دویدن سمتم از یه طرف هم ای ان با یه سرعت خیلی زیاد داشت میومد پیشم
ای ان: ا/ت خوبی منو نگاه کن
گرفت منو توی بغلش همون لحظه دیگه نفسم بند امده بود دستم داشت از درد نابود میشد ولی بد تر این بود که نمی تونستم نفس بکشم یه لحظه فکر کردم همون جا جون دادم، دوباره بی هوش شدم بعد چند ثانیه چشمم رو باز کردم و دیدم توی بغل ای انم و داره من رو میبره پشت صحنه.
فلش بک به زمان حال: دستم توی کچ بود ۵ روز بود که از بیمارستان مرخص شده بودم توی اتاقم بودم داشتم اهنگ جدید رو با همون یه دست سالمم پاک نویس می کردم، ای ان امد توی اتاق
بهش نگاه نکردم یه دفعه دستم رو گرفت ولی خیلی اروم، من رو بلند کرد با هم نشستیم رو تخت یه دفعه لبم بوسید گفتم چی شده بچه؟
ای ان: ا/ت تا کی قرار این بی توجهی هات رو ادامه بدی تا کی قرار نصفه جونم کنی، اوت روز توی کنسرت نزدیک بود بمیرم می دونی وقتی بی هوش شدی فکردم یه لحظه خدایی نکرده مردی!
نفست به شماره افتاده بود تا برسیم بیمارستان ده بار مرده و زنده شدم میشه یه کم به من فکر کنی، نمی گم به خودت چون وقتی بهت گفتم به حرفم گوش نکردی.
وقتی این حرف هارو زد تازه فهمیدم چه بلایی سر خودم و خودش اوردم، بغلش کردم
ا/ت: ببخشید وقعا معذرت می خوام من اصلا انقدر نگران البوم بود که اصلا نفهمیدم روی تو اعضا و خودم چه فشاری دارم میزارم واقعا ببخشید، ولی خودمونیما باید از لحظه کتلت شدم یه فیلم میگرفتی
ای ان: من تو اون لحظه که نزدیک بود مهم ترین ادم زندگیم رو از دست بدم چه فیلیمی می تونستم بگیرم اخهه
ا/ت: باشه بابا خیلی خب حالا ولی زحمت رو سوهی کشیده (با خنده)
بعدش باهم رفتن و یه شام خوب درست کردن.

پایان.
امیدوارم دوست داشته باشید ♥
اگه دوست داشتی لایک کن
دیدگاه ها (۱)

#سناریو #درخواستی#چندپارتیپارت ۵وقتی توی اتاق خوابمونیم که ی...

اینو ببینید🫣🫠🥲💓خیلی دیر گذاشتم می دونم🥲😅😅

love Between the Tides⁷⁴تهیونگ: اومدمدوهی: سلام داییتهیونگ: ...

⁵⁰love Between the Tidesفردا(شب) ا/ت: تا دیر نشده باید برملب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط