بعد یک ساعت توی ماشین نشستن بالاخره پیاده شون کردن چون چشماش بسته بود ...

𝑀𝑒 𝑝𝑎𝑧 | 𝑝𝑎𝑟𝑡 20
بعد یک ساعت توی ماشین نشستن بالاخره پیاده شون کردن چون چشماش بسته بود نمی تونست ببینه که کجا می برنش
ایستادن. کسی گگ داخل دهنش رو در آورد. بدجوری دهنش درد می کرد فکش رو کمی تکون داد و شخصی به انگلیسی ازش پرسید
-what your name?
(اسمت چیه؟)
نمی دونست که باید اسم واقعیش رو بگه یا یه اسم فیک
-why should I say?
(چرا بگم؟)
-because if you don't tell bad things will happen to you !
(چون اگه نگی اتفاق های بدی برات میوفته)
خب صدرصد دلش نمی خواست همین اول کار برای خودش دردسر درست کنه پس...
-Taehyung Kim
(تهیونگ کیم...توی انگلیسی اول اسم رو میگن بعد فامیلی برای همین تهیونگ اول اسمش رو گفت بعد فامیلیش)
-nextone
(نفر بعدی)
شخصی بازوش رو گرفت و کشوند داشتن از نفر بعدی هم همون سوال رو می پرسیدن صدایی شبیه صدای بورا گفت
-무슨 말씀인지 이해가 안 돼요! (منظورت رو نمی فهمم)
مرد با عصبانیت داد زد
-hurry up say to me
(زود باش بهم بگو)
تهیونگ وایساد و داد زد
-She does not know English
(اون انگلیسی بلد نیست)
-So bring him in to translate
(رسمی نخوام ترجمه کنم میشه پس بیارینش تا ترجمه کنه)
تهیونگ با ملایمت به کره ای لب زد
-اسمت رو بهشون بگو
(شاید بخواید کره ای یاد بگیرید😁 그들에게 당신의 이름을 말하세요 این میشه کره ایش)
-لی بورا (이 보라)
بلافاصله تهیونگ به انگلیسی گفت
-Her name is Bora Lee
(اسمش بورا لی هست)
بدین ترتیب تا آخر تهیونگ ایستاده بود و برای همه ترجمه می کرد و یه چیزی براش عجیب بود..تمام کسانی که براشون حرف ها رو ترجمه می کرد امگا بودن!
دست ها و چشم هاشو باز کردن و انداختنش توی اتاقی که بورا و یه مرد امگا که نمی شناختش هم اونجا بودن در فلزی هم بلافاصله بعد از بسته شدن قفل شد
-وای تهیونگ چقدر خوب شد تو رو آوردن اینجا..چه خبره؟ مین سو و یون سو کجان؟!
-من هیچی نمی دونم فقط از لهجه شون معلومه که انگلیسی نیستن احتمالا ما توی روسیه هستیم و تمام کسایی که اینجا هستن به غیر از محافظ ها که بتا هستن امگان
نگاهی به اتاق انداخت سه تا تخت ساده سفید..حمام و دستشویی یه جا قرار داشت و تمام نقاط اتاق پر از دوربین بود که این یعنی همه حرکات شون زیر نظره
صدایی به زبان انگلیسی از توی اسپیکر کوچیک نصب شده روی سقف پخش شد و بعد همون جمله به کره ای گفته شد
-دکتری به اتاق تون میاد تا از سلامت تون مطمئن بشه امیدواریم نهایت همکاری رو داشته باشید
-چه عجب بالاخره فهمیدن باید کره ای حرف بزنن
مردی که نمی شناختنش با لحن طلبکارانه ای گفت و چشم غره ای به اسپیکر رفت بورا نگران به تهیونگ خیره شد
-برای چی باید از سلامت مون مطمئن بشن؟!
-الهه ماه.. امیدوارم اون چیزی که فکر می‌کنم نباشه
قفل در باز شد و کسی روپوش سفید که از روی رایحش معلوم بود امگاست و به نظر دکتر میومد به همراه دو مرد بزرگ کت شلواری بتا که یکی تخت چرخ دار و دیگری با میز چرخ دار که روش پر از وسایل پزشکی رو حمل می کرد وارد شد
دکتر با سر اشاره ای به امگای مرد ناشناس کرد بتا ها جلو رفتن و امگا رو گرفتن
-هی ولم کنید! چه بلایی می‌خواید سرم بیارید؟!
لباس هاشو کامل در آوردن و خوابوندش روی تخت دکتر نگاهی به گردن مرد انداخت و با دیدن مارک روش اخمی کرد و به روسی چیزی گفت
امگا رو از روی تخت بلند کردن. یکی از بتا ها تفنگی از‌ توی کتش بیرون کشید و پیشونی امگای بیچاره رو هدف گرفت و بنگ...
امگا با چشم های باز و پیشونی ای که سوراخ شده بود و خون ازش جاری شده بود روی زمین افتاد...بورا جیغ گوش خراشی کشید و به بغل تهیونگ پناه برد. تهیونگ شوک زده به صحنه مقابلش خیره شده بود
دکتر بهش اشاره کرد و بتا ها نزدیک شدن...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
احتمالا یکم به نظر تون چرته که هی انگلیسی و کره ای نوشتم
بگید که از این به بعد کره ای و انگلیسی بنویسم یا نه
شرط نمی زارم ولی حمایت ها پایین باشه نمی زارمممم پس حمایت کنید لطفا
دوستتون دارم:)
دیدگاه ها (۵۸)

𝓜𝔂 𝓼𝓪𝓿𝓲𝓸𝓻 𝓲𝓼 𝓪 𝓬𝓪𝓽 | 𝓹𝓪𝓻𝓽 8بلافاصله لب هاش رو روی لب هاش جیم...

فالوشهههه@youngi-min

𝑴𝒓 𝒋𝒆𝒐𝒏 | 𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟖-پس بالاخره پیداش کردی؟ -این چه هدیه ایههههه...

𝑀𝑒 𝑝𝑎𝑧 | 𝑝𝑎𝑟𝑡 19 کشتی از حرکت ایستاد و چند دقیقه بعد سه تا م...

p۶ماشین رو کنار گلخونه پارک کرد.دستی رو کشید و سوییچ ماشین ر...

𝑀𝑒 𝑝𝑎𝑧 | 𝑝𝑎𝑟𝑡 21بورا رو از بغلش در آورد شاید اگه همکاری می ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط