و قال فرعون ا ها المل ما علمت

«وَ قَالَ فِرْعَوْنُ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يَا هَامَانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَل لِّي صَرْحًا لَّعَلِّي أَطَّلِعُ إِلَىَ إِلَهِ مُوسَىَ وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِينَ»
فرعون گفت: «ای جمعیت اشراف! من خدایی جز خودم برای شما سراغ ندارم. (امّا برای تحقیق بیشتر،) ای هامان، برایم آتشی بر گِل بیفروز (و آجرهای محکم بساز)، و برای من برج بلندی ترتیب ده تا از خدای موسی خبر گیرم؛ هر چند من گمان می‌کنم او از دروغگویان است!»
(سوره مبارکه قصص، آیه ۳۸)
تفسیر:
در اینجا، با نهمین صحنه از این تاریخ پرماجرا و آموزنده، مواجه مى شویم و آن صحنه سازى فرعون، به وسیله ساختن برج معروفش، براى بیرون کردن موسى از میدان است.
به نظر مى رسد داستان ساختن برج عظیم بعد از ماجراى مبارزه موسى با ساحران بوده، چرا که از سوره مؤمن در قرآن مجید استفاده مى شود که این کار، هنگامى بود که فرعونیان نقشه قتل موسى را مى کشیدند و مؤمن آل فرعون به دفاع از او برخاسته بود. و مى دانیم، قبل از مبارزه موسى(علیه السلام) با ساحران، چنین سخنى در کار نبود، بلکه، برنامه تحقیق در باره موسى و کوبیدن او از طریق ساحران در جریان بود. و از آنجا که قرآن، جریان مبارزه موسى را با ساحران در سوره هاى طه و اعراف و یونس و شعراء بیان کرده است در اینجا از بیان آن صرف نظر نموده، تنها به مسأله بناى برج پرداخته که تنها در این سوره و سوره مؤمن مطرح شده است
به هر حال، آوازه پیروزى موسى(علیه السلام) بر ساحران، در سراسر مصر پیچید، ایمان آوردن ساحران به موسى نیز، مزید بر علت شد. موقعیت حکومت فرعونیان سخت به خطر افتاد، احتمال بیدار شدن توده هاى در بند بسیار زیاد بود. باید افکار عمومى را به هر قیمتى که هست از این مسأله منحرف ساخت و یک سلسله مشغولیات ذهنى که در عین حال، توأم با بذل و بخشش دستگاه حکومت باشد و مردم را بتواند اغفال و تحمیق کند، فراهم ساخت.
فرعون ، در این زمینه به مشورت نشست و در نتیجه، فکرش به چیزى رسید که در آیه مورد بحث آمده است: فرعون گفت: اى گروه اطرافیان و درباریان! من خدائى غیر از خودم براى شما سراغ ندارم! (وَ قالَ فِرْعَوْنُ یا أَیُّهَا الْمَلَأُ ما عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِله غَیْرِی).
خداى زمینى مسلماً منم! و اما خداى آسمان، دلیلى بر وجود او در دست نیست، اما من احتیاط را از دست نمى دهم و به تحقیق مى پردازم! سپس رو به وزیرش، هامان کرده، گفت: هامان! آتشى برافروز بر خشتها فَأَوْقِدْ لِی یا هامانُ عَلَى الطِّینِ.
سپس، قصر و برجى بسیار مرتفع براى من بساز تا بالاى آن روم و خبرى از خداى موسى بگیرم! هر چند من باور نمى کنم او راستگو باشد و فکر مى کنم او از دروغگویان است! (فَاجْعَلْ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَطَّلِعُ إِلى إِلهِ مُوسى وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ مِنَ الْکاذِبِینَ)
(تفسیر نمونه/ ذیل آیه ۳۸ سوره‌ مبارکه قصص)
دیدگاه ها (۰)

حاج آقافخر تهرانی:[برای حوائج] باید همگی در مجموع چهارده هزا...

آخه این چه سوالیه که کدوم وری هستی؟ورِ خاصی وجود ندارهمن ورِ...

استفتاء از آیت‌الله محمدتقی بهجت سؤال: اگر کسی احساس کند که ...

قال امیرالمومنین (علیه‌السلام):جبران کردن فساد و تباهی نفس، ...

عصایت را بیفکن!» هنگامی که (موسی علیه‌السلام عصا را افکند و)...

عصایت را بیفکن!» هنگامی که (موسی علیه‌السلام عصا را افکند و)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط