در مسلخ چشمان تو زانو زده ام باز جلادی وبی رحمی من عاشق

در مسلخ چشمان تو زانو زده ام باز جلادی وبی رحمی من عاشق تیغت
دیدگاه ها (۱)

گل اگر خار نداشتدل اگر بی غم بوداگر از بهر کبوتر قفسی تنگ نب...

چطور شروع کنم چه سخت است شروع بحثی که پایان یافتهداستانی دار...

گاهی هیچ چیزیبرای از دست دادن ندارملم میدهم و به بدبختیهایمل...

جهان از چشم های تو شروع می شود و …جایی در امتداد آشفتگی موها...

من اهل عاشق شدن نبودم ولی چشمان تو فرق داشت (:

به وقتِ بی‌قراری…دوباره باز، هوایِ تو به سرم زده. 🏴#محرم #ام...

چه شده؟ ای دل دیوانه هوایش کردی؟با دو چشمان پُر از اشک صدایش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط