هر #شب‌_جمعہ صداے مادر آید از حرم

هر #شب‌_جمعہ صداے مادر آید از حرم

من تمـام عمر دنبال صداے «مـادرم»

میزند نـالہ، «بُنَیَّ» ڪو لباس ڪهنہ اٺ؟!

ڪو سرٺ،ڪو حنجرٺ، ڪو یاورٺ،ڪو دخترم؟!
دیدگاه ها (۱)

Chapter 11"*frozen*بابام مثل یه کالا نگاه میکرد که رو دستش م...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷⓿وقتی انسان آموخت که چگونه با رنج هایشتنها بماند...

یکم آذر ۱۳۴۷ در روستای شیخ‌حسن از توابع شهر کرج به دنیا آمد،...

جادویی به نام عشق

𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧𝐏𝐚𝐫𝐭:9مادرم با آرامش شروع به نوازش کردن من کرد.و با صد...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۷ | آخرین نشانیباران شدیدتر شده بود.رینا کن...

Part "72"☆ویو تهیونگ☆یک ماه از به دنیا آمدن آرا می‌گذشت. توی...

امام خمینی را در خواب دیدم که دوبار به من گفت: تو یوسف می‌شو...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 16ظهر ـ عمارت مینهولونا روی مبل نشس...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش اول__تو همانی که همه عمر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط