اے ڪماڹ ابرو

اے ڪماڹ ابرو
نڪَاهی ڪڹ بہ مڹ

چشم تو دارد بہ
چشمانم سخڹ

هجر تو برده دڸ و هوش
از سرم

خنده بر لبهاے تو
ڪَڸ در چمڹ
دیدگاه ها (۱)

ای نگاهت غزل منطق و عرفان با هم!در تو گِردآمده آرامش و طغیان...

چرا جدا نمی شود دلم دمی زیادتومگر چه کرده بادلم تیرنگاه پاک ...

نماد مرگ پارت شیشم

♥️꙰ꦿ♥️꙰ꦿ... باز امشب از خیال تو غوغاست در دلم آشوب عشق آن قد...

#عاشقانه تقدیم زندگیم💕به سرمـ زد ، که "تو" را پاکــ کنمـ از ...

وقتی هم دانشگاهی بودید و ...Part:²میدونستم بزرگ ترین ترسش چی...

The unwanted Roommate _________________________ویو پارک یوری...

ترکم نکن

پارت چهارم حالا دیگر خبری از ماریا‌ی ترسان نبود. کنارش ایستا...

رمان دخت من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط