شعله های اتش عشق جلال الدین من
شعله های اتش عشق جلال الدین من
جا گرفته در دل اوارهء غمگین من
با چنین طرحی که امشب داد در ایین من
پای دل را میکشد از حلقهء تمکین من
ترک می گوید که عشق ما جلال الدین ماست
رهنمای عاشقی و پیشوای دین ماست
روم میگوید که مولانا ی رومی مال ماست
با تمامی وجودش واقف احوال ماست
دوست می گوید که ان ازاده از ایران ماست
گوهری ازسرزمین پرگهر دامان ماست
بلخ مینازد که مولانا ز خون جان ماست
چشمه اب زلال و چشمه حیوان ماست
باور من این بود ای همدل صاحبنظر!
نعره جانسوز مولانا ست فریاد بشر
جا گرفته در دل اوارهء غمگین من
با چنین طرحی که امشب داد در ایین من
پای دل را میکشد از حلقهء تمکین من
ترک می گوید که عشق ما جلال الدین ماست
رهنمای عاشقی و پیشوای دین ماست
روم میگوید که مولانا ی رومی مال ماست
با تمامی وجودش واقف احوال ماست
دوست می گوید که ان ازاده از ایران ماست
گوهری ازسرزمین پرگهر دامان ماست
بلخ مینازد که مولانا ز خون جان ماست
چشمه اب زلال و چشمه حیوان ماست
باور من این بود ای همدل صاحبنظر!
نعره جانسوز مولانا ست فریاد بشر
- ۱.۴k
- ۰۵ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط