درخت با جنگل سخن می گوید

درخت با جنگل سخن می گوید

علف با صحرا

ستاره با کهکشان

و من با تو سخن می گویم

نامت را به من بگو

دستت را به من بده

حرفت را به من بگو

قلبت را به من بده،

من ریشه های ترا دریافته ام

با لبانت برای همه لب ها سخن گفته ام

و دست هایت با دستان من آشناست.
دیدگاه ها (۴)

در خلوت روشن با تو گریسته ام برای خاطر زندگان،و در گورستان ت...

بیتوته کوتاهی ست جهاندر فاصله گناه و دروخ.خورشیدهمچون دشنامی...

قصه نیستم که بگوئینغمه نیستم که بخوانیصدا نیستم که بشنوییا چ...

کیستی که مناین گونه به اعتمادنام خود را با تو می گویم،کلید خ...

دستت را به من بدهدست های تو با من آشناستای دیر یافته با تو س...

اشک رازیستلبخند رازیستعشق رازیستاشک آن شب لبخند عشقم بودقصه ...

«پس همه اش دروغ بود؟»....p2...... «تو منو به بازی دادی…؟»ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط