☆:

☆:
*دستمو پشت گردنش بردمو بوسه رو عمیق تر کردم*

♡:
*لب بالایی سو آ گاز محکمی زدم مکیدمش*

☆:
*تسلط بوسه رو به دست گرفتمو شروع کردم به محکم مکیدن لبهاش*

♡:
اوممم... مم..*دستام دور گردنش گذاشتم..*

☆:
*پاهاشو دور کمرم حلقه کردمو کشیدمش توی اب*

♡:
*پاهامو دورش محکم کردم سفت گرفتمش*
سو آ میترسم

☆:
از چی؟(اروم)

♡:
اب
*سفت تر گرفتمش*

☆:
*سوآ با شدت خندید*

♡:
هیییییی(خجالت)

☆:
اب ترس داره؟(خنده)

♡:
اوم(خجالت)

☆:
*از تو استخر در اومدن *

♡:
چرا بوسیدیم؟(تعجب)

☆:
چون تو بوسیدیم(جدی) برو لباساتو عوض کن سرما میخوری (جدی)

♡:
*مویون جلو رفت لبای سو آ گاز گرفت*

☆:
چیکار میکنی؟(تعجب، اخم)

♡:
هیچی(خنده)
*مویون بدو بدو رفت بالا*

☆:
*سوآ رفت و لباسشو عوض کرد*

♡:
*لباساش عوض کردو رو تخت دراز کشید*

☆:
*رفتم لباسمو عوض کردم.. برگشتم طبقه پایین و روی کاناپه‌ی جلوی شومینه لش کردم*

♡:
گشنمه (کلافه)
ولی نههههه

☆:
*کم کم چشام سنگین شده بود و روی کاناپه خوابم برد*

♡:
*بلند شدم رفتم تو اشپزخونه .. شروع کردم به غذا درس کردن با هرچی دم دستم بود*

☆:
*با صدایی که از اشپزخونه میومد بیدار شدم*

خانم جو این وقت شب قصد داری چیکار کنی (کلافه و خواب الود)

♡:
عا خانم جو خوابه سو ا گشنم بود گفتم یچیزی درست کنم(لبخند)

☆:
بلند شدم اومدم توی اشپزخونه * یکمی چشممو مالیدم*
میخوای چی درست کنی؟(خواب الود)

♡:
عا سوشی(خنده)

☆:
میخوای به خانم جو بگم؟(خوابه خوابه🤣)

♡:
نه خودم درست میکنم(خنده)
ببخشید بیدارت کردم برو بالا بخواب(خنده)

☆:
عا نه خوابم نمیاد(چشامو ماساژ دادم) ساعت چنده؟

♡:
اهم ۲ نیم(دستپاچه)

☆:
عا خب منم گشنمه میشه بیشتر درست کنی؟(هول شده)

♡:
حتما(خنده)

☆:
پس تا غذا رو اماده کنی من یکم مشروب میخورم(لبخند)

*رفتم سمت یخچال و وویسکی رو در اوردم*

♡:
معده خالی نه بیا اینو بخور(اخم)

*یه لقمه هل داد تو دهن سو آ*

☆:
هییی(خنده) ما شام خوردیم پس معدم خالی نیست(خنده)


*نیم ساعت بعد*
*پیک هشتم*

♡:
سو آ بسه دیگه(اخم)

☆:
هی من که هنوز چیزی نخوردممم(بلند)

♡:
هشت تاااا خوردییی زنیکهههه(داد)

☆:
عاهای داد نزن(اخم، یکم مست)

♡:
حیح(خنده)
*به غذا درس کردن ادامه دادم*

☆:
*یک ساعت بعد*

* سوآ کاملا مست بود و سرشو روی میز گذاشته بود*

♡:
سو آ خوبییی(شکه)
*چونشو گرفتم سرش بالا گرفتم*

☆:
*یه پیلکمو بلند کردمو بهش نگاه کردم* عا اره اره خوبم(مست)

♡:
بیا یچیزی بخور(نگران)

☆:
نه نمیخوام (مست)

♡:
گفتم بیا بخور (اخم)

☆:
میشه به جاش تورو بخورم؟(مست)

♡:
چ.. چی م.. م... میگی(شکه)

☆:
گفتم میتونم به جای غذا تورو بخورم؟(مست)

♡:
هی خیلییی مستییی دیوونه وایسا برات اب بیارم(هول شده)

☆:
نه نه بیا اینجا(مست)

♡:
جانم؟ چی شده؟(تعجب)

☆:
بیا نزدیک تر (مست)

♡:
*مویون چند قدم جلو رفت*
چیشده؟؟

☆:
*سو آ دست مویونو کشیدو انداختش توی بغل خودش *

♡:
واییییی(شکه)

☆:
چیه؟(مست)

♡:
سو آ پشیمون میشی این کارو نکن(خجالت)

☆:
چقد حرف میزنی تو(اخم، مست)*خم شد و محکم لب موین رو بوسید*

♡:
هوم(شکه)
*مویون بی اختیار دستاش رو شون سو آ گذاشت.. و اروم همراهیش کرد*

☆:
*سوآ بوسه رو عمیق تر کرد و اروم شروع کرد به لمس بدن مویون*

♡:
*مویون دستای سو آ سفت گرفت*

☆:
*سوآ با دست راست دستای مویون رو بالای سرش گرفت و به لمس بدنش با دست چپ ادامه داد*

♡:
نکن سو آ (خجالت)
*مویون تو یه حرکت سریع بلند شد بدو بدو رفت تو اتاق و درو بست*
واییییییی نزدیک بود تحریک بشمم

☆:
اهای کجا رفتی(بلند، مست)

♡:
اییی الانکه قلبم کنده شه(هول شده)

☆:
*سوآ مست بلند شد و رفت دنبال مویون*
*در زد*
اهای درو باز کن(مست)

♡:
ن.. نه س.. سو آ پشیمون میشی نمیخوام عذاب وجدان بگیری(دستپاچه)

☆:
گفتم دروباز کن(بلند، مست)*با شدت بیشتری به در کوبید*
دیدگاه ها (۱)

♡:خشنانااااا*مویون اروم درو باز کرد*☆:*به محض اینکه در باز ش...

☆:*از روی موین بلند شد و لبه تخت نشست.. ارنجاشو روی زانوش تک...

☆:*دستمو جلو دهنم گرفتمو عهمی گفتم*♡:عییی ببخشید سو آ(احترام...

♡:چرا گفتی بوست نکنم؟(تعجب)☆:خیلی وقته کسی بوسم نکرده(اخم)*ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط