شهرزاد قصه های شب بی عبور من
شهرزاد قصه های شب بی عبور من
بشکن ستون حادثه های غرور من
امشب هزارویک خطر از بیخ گوش تو
رد میشود شبیه خودت در حضور من
افسانه ها قشنگ ولی واقعی ترند
وقتی عروس چشم تو افتد به تور من
شبها که میشود به تو من فکر می کنم
ای آشنا ی آینه های بلور من
ای ماه روی من که به دریا نشسته ای
برهم بزن دوباره شب سوت و کورمن
سهم من از نگاه تو حسرت کشیدن است
یک شب فقط ببار تو بر راه دور من
حالا هزار ویک شب آغوش من تویی
آسوده تر بخواب بشو جفت و جور من
بشکن ستون حادثه های غرور من
امشب هزارویک خطر از بیخ گوش تو
رد میشود شبیه خودت در حضور من
افسانه ها قشنگ ولی واقعی ترند
وقتی عروس چشم تو افتد به تور من
شبها که میشود به تو من فکر می کنم
ای آشنا ی آینه های بلور من
ای ماه روی من که به دریا نشسته ای
برهم بزن دوباره شب سوت و کورمن
سهم من از نگاه تو حسرت کشیدن است
یک شب فقط ببار تو بر راه دور من
حالا هزار ویک شب آغوش من تویی
آسوده تر بخواب بشو جفت و جور من
- ۶۵۷
- ۱۳ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط