در زندگی خیلیهامان یک نفر هست که همیشه هست یک نفر که
در زندگی خیلیهامان «یک نفر» هست که همیشه هست . یک نفر که همه با «او» مقایسه میشوند، که تصویرِ هر تازهواردی ناخودآگاه میرود مینشیند کنار تصویر «او». یک نفر که معیار است، شاخص است . که هیچکس جذابتر از او ، خواستنیتر و دستنیافتنیتر از او نیست. یک نفر که مهم نیست بیست سال از آخرین دیدارش گذشته یا یک روز؛ خاطرهاش پونِز شده به یک درد عمیق که میپیچد زیرِ جناغ سینه و برمیگردد به آن حفرهی خونآلود.
آن یک نفر رسالتش در زندگی آدم این است که بنشیند توی یک قاب عکسِ سمج و چفت شود به در و دیوارِ دل و پدر آدم را دربیاورد... باید از شرّ آن «یک نفر» خلاص شد. آن قاب عکسِ عزیزِ لعنتی را باید کند و انداخت دور.
ولی... جای میخ روی دیوار، همیشه مجروح میماند
آن یک نفر رسالتش در زندگی آدم این است که بنشیند توی یک قاب عکسِ سمج و چفت شود به در و دیوارِ دل و پدر آدم را دربیاورد... باید از شرّ آن «یک نفر» خلاص شد. آن قاب عکسِ عزیزِ لعنتی را باید کند و انداخت دور.
ولی... جای میخ روی دیوار، همیشه مجروح میماند
- ۳۵۴
- ۰۵ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط