من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی

من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی
ولی با خفت و خواری پی شبنم نمیگردم
دیدگاه ها (۱)

آه،وقتی که تو،لبخند نگاهت را می تابانی؛موج موسیقیِ عشقاز دلم...

پشت این پنجره باران قشنگیست گلمحال من حال پریشان قشنگیست گلم...

(یک نفر نیست بگوید که چرا گریانی؟)که چرا باز شدی در قفس ات ز...

ای نفس صبحدم، گر نهی آنجا قدمخسته دلم رابجو، در شِکنِ موی دو...

🔻جگر شیر #قاسم_سلیمانی و خواری و خفت آمریکایی‌ها مقابل او، ح...

جگر شیر قاسم سلیمانی و خواری و خفت آمریکایی‌ها مقابل او، حاص...

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ زندگیم:🫂چراغ لاله روشن در حباب شب...

شعر جدیدم من میروم تا که تو آیی پی من شب بمیرم که تو آیی روز...

با رفیق های باوفابا عدو هم پیمان شویدگر ز سرما تشویش دارنددر...

✍اولین کشوری که اعلام کرد به این نشست میره و با این خبر باعث...

جگر شیر قاسم سلیمانی و خواری و خفت آمریکایی‌ها مقابل او، حاص...

_ در این رهِ، مرا طاقتِ برگشتن نیستنشسته‌ام که مگر جاده به پ...

💝الهی ،،،،،،،،، قامتش را خم نگردان🌸دوچشمش را ،، پر از شبنم ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط