ات تروخدا صبر کن لطفا بزار توضیح بدم
" 𝑀𝓎 𝓌𝒾𝓁𝒹 𝒷𝑜𝓎 𝒻𝒾𝓇𝑒𝒹 ² "
𝒫𝒶𝓇𝓉 : 𝟐𝟕
__________________________
–ات تروخدا صبر کن لطفا بزار توضیح بدم
–نه....نه.....تروخدا صبر کن..لطفا*داد*
*صدای برخورد ماشین*
–نههههههههه*اربده*
.............................................
–نه...نه...نه..لطفا..نه...*زمزمه در خواب*
–نههههههه*داد و از خواب پریدن*
–*نفس نفس*
–دوباره اون خواب لعنتی
*زنگ موبایل*
–بله
÷تهیونگ همین الان سولی زنگ زد گفت..گفت مین سو..دی..دیدتش*نفس نفس*
–چی..ت.تو الان کجایی
÷دارم میام سمت خونه تو سریع آماده شو
–ب.باشه*دست پاچه*
......................................
*صدای بسته شدن در*
تهیونگ سریع از خونه خارح شد و به سمت ماشین جیمین دوید در جلو رو باز کرد و با عجله سوار شد و جیمین هم پاش رو گذاشت روی گاز و با سرعت هرچه تمام رانندگی میکرد
–کجا میریم
÷سولی گفت بریم انبار میونگ داخل دهکده بوکچون هانوک گفت اون و مین سو دارن میرن اونجا
–لعنتی تا اونجا خیلی راهه
........................................
–همین جا نگه دار
÷چرا اینجا
–اگه بیشتر از این نزدیک بشیم شابد متوجه حضورمون بشن بقیه راه رو پیاده میریم
÷باشه
–به افرادت خبر دادی
÷آره اونا همین اطراف کمین کردن
–خوبه پیاده شو
*پیاده شدن*
÷از این ور باید بریم
–.............
ادامه دارد............
ببخشید دیروز حالم خوب نبود نتونستم بزارم
ادمین داره میره عروسی😂
𝒫𝒶𝓇𝓉 : 𝟐𝟕
__________________________
–ات تروخدا صبر کن لطفا بزار توضیح بدم
–نه....نه.....تروخدا صبر کن..لطفا*داد*
*صدای برخورد ماشین*
–نههههههههه*اربده*
.............................................
–نه...نه...نه..لطفا..نه...*زمزمه در خواب*
–نههههههه*داد و از خواب پریدن*
–*نفس نفس*
–دوباره اون خواب لعنتی
*زنگ موبایل*
–بله
÷تهیونگ همین الان سولی زنگ زد گفت..گفت مین سو..دی..دیدتش*نفس نفس*
–چی..ت.تو الان کجایی
÷دارم میام سمت خونه تو سریع آماده شو
–ب.باشه*دست پاچه*
......................................
*صدای بسته شدن در*
تهیونگ سریع از خونه خارح شد و به سمت ماشین جیمین دوید در جلو رو باز کرد و با عجله سوار شد و جیمین هم پاش رو گذاشت روی گاز و با سرعت هرچه تمام رانندگی میکرد
–کجا میریم
÷سولی گفت بریم انبار میونگ داخل دهکده بوکچون هانوک گفت اون و مین سو دارن میرن اونجا
–لعنتی تا اونجا خیلی راهه
........................................
–همین جا نگه دار
÷چرا اینجا
–اگه بیشتر از این نزدیک بشیم شابد متوجه حضورمون بشن بقیه راه رو پیاده میریم
÷باشه
–به افرادت خبر دادی
÷آره اونا همین اطراف کمین کردن
–خوبه پیاده شو
*پیاده شدن*
÷از این ور باید بریم
–.............
ادامه دارد............
ببخشید دیروز حالم خوب نبود نتونستم بزارم
ادمین داره میره عروسی😂
- ۱۲.۳k
- ۲۸ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط