ادامه پارت قبلی....

ادامه پارت قبلی....

_چرا میخندی؟
+ته من نبخشیدمت....
_باشه بابا الان پیراهنمم در میارم...
با کارایی که ته میکرد داشتم فاتحمو میخوندم!
+ته تو داری به من تجا**وز میکنی...
_نه عزیزم تخت هست....
تخت توی اون اتاق در سفیدس....
+باشه بابا بخشیدمت....
_.....
+تهه؟
_میدونستم!ولی فکر نکن با این کارات میتونی منو از کارم پشیمون کنی!
+ته لطفا!(خنده)
_باشه زودتر انجام میدم!
+تهههههههههههه(داد)
_رمز گوشیت هم که تاریخ تولد منه هنوز....
معلومه خیلی منو میخوایا نه؟
+ته مامانم نگرانه....
_باشه عزیزم الان بهش میگم میمونی خونه دوست قدیمیت؟!
+تههه نه‌‌....
_خب تمومه!
+ته خواهش میکنم....
اومد جلو تر و منو چسبوند به دیوار.....
و شروع کرد به بوس*یدنم.....
خیلی وحشی و تشنه!
(۳۰دقیقه بعد)
+ته کافیه!من برم!
_مثل اینکه فراموشی داریا!
فک نکن میتونی منو متوقف کنی!
+ته من پر*یودم!
_نه بابا!
مگه تاریخت ۱۳ ام به ۱۳ ام نیست؟
شت تاریخمو هم میدونست!
+نه عوض شده!
_عه بزار ببی....
+تههه...خیلی خب...یه وقت دی....
_اینجا یا خونه من!
+...
_پس همینجا.....
+ته دستمم!
دستمو نکششش....
باشه دارم میام ته!
ته دستممممم!
ووو ....
بله😂😂😂
(پایان)
دیدگاه ها (۱۱)

بچه ها حمایت ها خیلی کم شده لطفا به هرکی که میتونید پیجم رو ...

یه رمان دیگه آماده کردم از جیمین ولی اونقدر هم اصمات نیس اس...

#وقتی_مشاورت_بود( علامت ا.ت + علامت تهیونگ _ )*خانم نوبت شما...

تک پارتی میزارم از تهیونگ😍😍😍😍😍

#Gentlemans_husband#season_Third#part_388حدود یک ساعتی از رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط